تخطي إلى المحتوى الرئيسي

أعلام الهداية ( پيشوايان هدايت ) ( فارسى ) — صفحة 256

مساهمون:

ص٢٥٦
حادثه‌اى سلاح و ملجأ من هستى . آن‌گاه كه غم‌هاى كمرشكن بر من فرومىريخت و دل‌ها در برابرش ناتوان و راه و چاره در برابرش مسدود مىشد و غم‌هاى جانكاهى كه با ديدن آن‌ها دوستان ، دورى جسته و دشمنان ، زبان به شماتت مىگشودند ، تنها به پيشگاه تو شكايت آوردم و از ديگران قطع اميد نمودم . تو بودى كه به فرياد رسيدى و غم و اندوهم را بر طرف ساختى . اى كه صاحب هر نعمت و هر نيكى آخرين مقصد و مقصود من هستى .

سخنان امام حسين عليه السّلام در برابر سپاه كوفه

لشكريان عمر سعد محاصرهء امام عليه السّلام را تنگتر مىكردند . وقتى حضرت ، جمعيت انبوه دشمن و تصميمشان به كشتن وى را در صورت پذيرا نشدن بيعت با يزيد بن معاويه ، ملاحظه كرد عمامهء رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله را پوشيد و بر ناقهء آن حضرت سوار و سلاحش را به دست گرفت و به اردوگاه دشمن به گونه‌اى نزديك شد كه صدايش را به خوبى مىشنيدند و به ايراد سخن پرداخت و فرمود : اى عراقيان ! همه صدايش را مىشنيدند - سپس اظهار داشت : مردم ! سخنم را بشنويد و در جنگ و خونريزى شتاب نورزيد تا وظيفه‌ام را در مورد پند و اندرز شما انجام دهم و انگيزهء سفر به اين ديار را تشريح كنم . اگر دليلم را پذيرا شديد و با من از در انصاف درآمديد ، راه سعادت را دريافته‌ايد و اگر نپذيرفتيد و به انصاف عمل نكرديد ، همه دست‌به‌دست يكديگر بدهيد و هر تصميم و انديشهء تبهكارانه‌اى داريد به اجرا درآوريد و مهلتم ندهيد ( يار و پشتيبان من خدايى است كه قرآن را فروفرستاد و او يار و ياور نيكان است . » به گفتهء راوى سپس امام عليه السّلام حمد و ثناى الهى را به جا آورد و خدا را
أعلام الهداية ( پيشوايان هدايت ) ( فارسى ) — صفحة 256 | منذر حكيم / عدى غريباوى / عباس جلالى