تخطي إلى المحتوى الرئيسي

أعلام الهداية ( پيشوايان هدايت ) ( فارسى ) — صفحة 217

مساهمون:

ص٢١٧
آورد و در مورد دشمنانت مانند تو عمل نمايد ، زيرا نعمان فردى ضعيف و ناتوان است و يا خود را ناتوان جلوه مىدهد . « 1 » تاريخ‌نگاران مىافزايند : عمارة بن عقبه و سپس عمر بن سعد بن ابى وقاص نيز ، نظير آن نامه را به يزيد نوشتند . « 2 »

نگرانى يزيد و مشورت با سرجون : « 3 »

خبرهايى كه از كوفه به يزيد رسيد و حاكى از مخالفت مردم كوفه با حكومت اموى و بيعت با امام حسين عليه السّلام بود ، وى را به شدت نگران ساخت . از اين‌رو ، سرجون غلام معاويه را فراخواند و به او گفت : حسين ، مسلم
هامش
( 1 ) . ارشاد 7 / 42 ، اعلام الورى 1 / 237 . ( 2 ) . همان . ( 3 ) . سرجون غلامى مسيحى بود كه معاويه وى را به عنوان كاتب و مشاور خويش انتخاب كرده بود ، وى در دوران يزيد كه خود به آداب و رسوم مسيحيت تربيت يافته و به آن آيين نزديكتر از ديگر مسلك‌ها بود هم‌چنان در منصب مهم خود باقى ماند . البته اين نخستين‌بارى نبود كه جاى انگشت اهل كتاب را در ساختار موضع‌گيرى اين زمامداران در قبال رسالت و مبانى اعتقادى مسلمانان و رهبران امانت‌دار آن مشاهده مىكنيم . در واقع هريك از افرادى نظير تميم دارى ( راهب مسيحى ) و كعب الاحبار ( يهودى ) جايگاه ويژه‌اى نزد عمر داشتند به گونه‌اى كه به آنان احترام قائل مىشد و با آن‌ها به مشورت مىپرداخت و بدان‌ها رخصت مىداد افزون بر تدريس تورات و تفسير قرآن ، هر هفته قبل از نماز جمعه سخنرانى كنند و اين كار در زمانى صورت مىپذيرفت كه اجازه نگارش و نقل احاديث رسول اكرم صلّى اللّه عليه و آله را به صحابه نمىداد بلكه براى اين‌كه روايات و سيرهء رسول خدا را منتشر سازد ، آنان را در مدينه زندانى مىكرد . كنز العمال حديث 4865 ، تذكرة الحفاظ در شرح حالات عمر ؛ تاريخ ابن كثير 8 / 107 . اين داستان‌پردازان پس از عمر با نفوذ در دربار امويان به موقعيت‌هاى بالايى دست يافتند و با اين‌كه امام على عليه السّلام اين افراد را همواره از مسجد بيرون رانده بود ، در دربار عباسيان نيز به نشر اكاذيب مىپرداختند . بعيد نيست ورود بسيارى از اعتقادات انحرافى نظير جسم دانستن خدا و عدم عصمت پيامبران و ديگر مفاهيم انحرافى كه به منابع اسلامى راه يافته ، نتيجهء همين حضور جدى آنان با عنوان شعار اسلام و پند و موعظهء فرمانروايان در عرصهء اسلامى باشد . معاويه با گزينش حاشيه‌نشينانى پردامنه از اهل كتاب ، انگشت‌نما بود ، چنان‌كه ملاحظه مىكنيم سرجون كاتب و مشاورش و « أثال » پزشك معالج و « أخطل » شاعر دربار وى همه مسيحى بوده‌اند و شام قبل از اسلام پايتخت روميان بيزانس بوده است . معالم المدرستين 2 / 51 - 53 .