دستم بماند ، شما را از دم تيغ مىگذرانم ، هرچند كسى مرا يارى نكند ، ولى اميد آن دارم شمار حقشناسان فزونتر از كسانى باشد كه باطل آنان را به ورطهء هلاكت مىاندازد » « 1 »
عبد اللّه بن مسلم بن ربيعهء حضرمى از همپيمانان بنى اميه بهپا خاست و گفت : اى فرمانروا ! آشوب و فتنهاى را كه از مردم كوفه مىبينى ، جز جنگ و خونريزى بدان سامان نمىدهد ، اين نرمخويى كه تو با دشمن خوددارى ، ديدگاه انسانهاى عاجز و ناتوان است . نعمان در پاسخ گفت : اگر در راه اطاعت از خدا عاجز و ناتوان باشم برايم دوستداشتنىتر است تا از قدرتمندترين افراد ، در معصيت الهى باشم . » « 2 »
دستهبندى هواداران بنى اميه
در آن زمان كوفه شاهد حضور گروهى از هواداران بنى اميه و مخالفان اهل بيت عليهم السّلام بود ، جمعى از منافقانى كه تظاهر به پيروى از امير مؤمنان عليه السّلام كرده ولى دوستى و محبت امويان را در دل نهان داشتند ، در جمع آنان به چشم مىخوردند و همين امر آنان را در پى ايجاد تفرقه ميان صفوف شيعيان اهل بيت و جاسوسى به سود حكومت اموى ، كمك كرد . از جملهء اين افراد مىتوان عبد اللّه حضرمى را نام برد كه نعمان را مورد نكوهش قرار داد و اندكى قبل آن را يادآور شديم .
وى طى نامهاى به يزيد ، به دو نوشت : « اما بعد ؛ مسلم بن عقيل به كوفه آمده و پيروان حسين بن على بن ابى طالب با او بيعت كردهاند ، اگر كوفه را مىخواهى ، فردى قوى و جنگجو بدانجا گسيل دار تا دستورت را به اجرا در
هامش
( 1 ) . الكامل فى التاريخ 3 / 267 .
( 2 ) . ارشاد 2 / 42 ، انساب الاشراف 77 ، الفتوح 5 / 75 ، عوالم بحرانى 13 / 182 .