تخطي إلى المحتوى الرئيسي

أعلام الهداية ( پيشوايان هدايت ) ( فارسى ) — صفحة 215

مساهمون:

ص٢١٥
زمانى كه ابن مسعود خود را مهياى يارى با امام عليه السّلام نمود خبر شهادت جانسوز آن بزرگوار به وى رسيد و ناله و فغان سرداد و از حسرت و اندوه ، جانش به لب آمد . « 1 »

موضع فرماندار كوفه

نعمان بن بشير در آن زمان فرمانرواى كوفه بود و با اين‌كه طبيعت و منشى عثمانى داشت و متمايل به بنى اميه بود ، ولى از خلافت يزيد ناراضى بود و پس از مرگ معاويه به عبد الله بن عمر پيوست و دست به مبارزه زد و به همراه ابن زبير كشته شد . بر همين اساس ، وى در قبال فعاليت‌هاى مسلم بن عقيل در كوفه ، موضع تندى اتخاذ نكرد و در آن مرحلهء حساس جز خطابه‌اى كه در حضور جمعى از مردم ايراد كرد - به نظر مىرسد - آن را در جهت رفع نكوهش و تظاهر عمل به وظيفه به عنوان يكى از فرمانروايان پيرو حكومت شام ، انجام داد . وى در خطابه‌اش اظهار داشت : « اما بعد ؛ بندگان خدا ! از خدا پروا داشته باشيد و در ايجاد فتنه و تفرقه شتاب نكنيد ، زيرا در اين صورت مردم به هلاكت مىرسند ، خون‌ها به زمين مىريزد و اموال به يغما مىرود . من با كسى كه به جنگم برنخيزد سر ستيز ندارم ، و نسبت به كسى كه با من خصومت نكند ، ستم روا نمىدارم ، خفتگانتان را بيدار نخواهم كرد و به فتنه و آشوب ترغيب نمىكنم ، هيچ‌كس را به جرم و گناهى كه انجام نداده و به صرف تهمت و بدگمانى كيفر نمىكنم ، مگر اين‌كه از من روگردان شويد و دست از بيعت خود برداريد و با پيشواى خود ( يزيد ) به مخالفت برخيزيد ، به خدايى كه جز او معبودى نيست ، تا قبضهء شمشير در
هامش
( 1 ) . لهوف / 38 ، اعيان الشيعه 1 / 590 ، بحار الانوار 44 / 399 .