او كوشيد ، ولى به خدا سوگند ! شكست خورد ، به مشورت رو آورد ، ولى كامى برنگرفت و اكنون يزيد بادهنوش و سرمست و سردستهء تبهكاران بهپا خاسته و بدون رضايت مسلمانان و بىآنكه از دانش و بينش لازم برخوردار باشد ، ادعاى زمامدارى مسلمانان را دارد و به اندازهء جاى پايش از حق اطلاعى ندارد و به خداى بزرگ سوگند راستين ياد مىكنم كه فضيلت و پاداش پيكار و مبارزه بر ضد يزيد ، از كارزار بر ضد مشركان فزونتر و برتر است .
( مردم ! ) اينك حسين فرزند على و نوادهء رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله برخوردار از شرافتى و الا ، بينشى ژرف ، فضايلى وصفناشدنى و علمى بىكران است و با سابقهء درخشان و سنّ و سال و تجربه و كارآمدى و پيوند نزديك با رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله به خلافت سزاوارتر است . او نسبت به خردسالان مهربان و به بزرگسالان نيكى و احترام و احسان قائل است . چه رهبرى نكو و پيشوايى شايسته براى مردم كه خداوند حجّت خود را به وسيلهء او بر آنان تمام گردانده و اندرزهاى خود را توسط وى به آنان رسانده است . اكنون شما از درخشش فروغ تابناك حق جلوگيرى نكنيد و در راه باطل گام برنداريد . . . به خدا سوگند ! اگر كسى از شما در يارى آن بزرگمرد كوتاهى كند خداى متعال به كيفر كارش ، خوارى و خفت را در نسل و تبار او و بىبركتى را در عشيره و قبيلهاش قرار خواهد داد و اكنون خود ، پيش از همه ، لباس رزم به تن كرده و زره بر مىگيرم . . . ( مردم ! ) هركس در راه خدا به شهادت نرسد ، سرانجام خواهد مرد و هركس از مرگ باافتخار بگريزد ، از مردن نجات نخواهد يافت ، خداوند شما را مشمول وحى خويش گرداند ، مرا به شايستگى پاسخ دهيد . »
پس از پايان سخنان نهشلى ، هريك از سران و بزرگان قبايل بهپا خاسته و مراتب پشتيبانى كامل خويش را از وى اعلان داشتند و نامهنگارى نهشلى به امام عليه السّلام دليل بر مجد و شرف و وارستگى آن مرد بزرگ است كه در نامهاش
أعلام الهداية ( پيشوايان هدايت ) ( فارسى ) — صفحة 213
مساهمون: منذر حكيم
ص٢١٣