پرداختند و به هر وسيلهء ممكن و مشروع ، در جهت احياى رسالت اسلامى و حفظ و حراست آن ، تلاش نمودند .
در عصر امام حسين عليه السّلام فاصلهگيرى و ضعف و سستى مسلمانان از يارى حق ، در كنار تسلط منافقان و نفوذشان در دستگاه دولت ، در ايجاد حالتى بيمار گونه كه مىتوان آن را از دست دادن اراده و وجدان مردگى ، ناميد نقش بزرگى داشت . از همين رهگذر ، ديدگاهها در قبال شيوهء دفاع از عقيده و آرمان اسلامى و حفظ و حراست آن و حاكميت حق و عدالت ، با يكديگر اختلاف داشت .
ولى هيچكس در مشروعيت و عدالت موضع امام حسين عليه السّلام در قبال انحرافى كه در كليهء زواياى حكومت راه يافته بود و تغيير و تحولى كه در توان و قدرت مسلمانان به وجود آمده بود ، ترديدى نداشت . ولى موقعيت آمادگى كامل در جهت دستيابى به پيروزى ، آن هم به گونهاى انقلابى كه جوروستم را از مسلمانان بزدايد ، هنوز نزد همگان به حد كمال نرسيده بود .
ديدگاههاى ياد شده ( از سه حالت خارج نبودند ) يا بر انجام نهضت و قيام مهر تأييد مىنهادند و در جهت دست زدن به قيام ، با هر نتيجهاى كه داشت ، اعلان آمادگى مىنمودند ، و يا از شكست و عدم پيروزى قيام ، هشدار مىدادند و يا مردم را پراكنده و آنان را از تصميم خود بازداشته و منصرف مىكردند .
پيروان اهل بيت عليهم السّلام كه در كورهء آتش خشم خاندان اموى حاكم بر مسلمانان ، سوخته بودند ، نهضت و قيام را تأييد و براى انجام آن اعلان آمادگى مىكردند هرچند بعدها ترس و بيم ، بر بعضى از آنها چيره گشت و برخى به زندان افكنده شدند و از ناحيهء دژخيمان سلطهء حاكم اموى ، در محاصره قرار گرفتند .
برخى ديگر نظير - عبد اللّه بن عباس و محمد حنفيه - كه نزديكان امام را
أعلام الهداية ( پيشوايان هدايت ) ( فارسى ) — صفحة 203
مساهمون: منذر حكيم
ص٢٠٣