امام عليه السّلام در مجلس يزيد
وليد شبانه نزد امام حسين عليه السّلام فرستاد و او را به مجلس خويش فراخواند .
وقتى پيك وليد خدمت امام آمد . آن حضرت در مسجد حضور داشت و هنوز ماجراى مرگ معاويه ميان مردم انتشار نيافته بود ، در ذهن مبارك امام خطور كرد كه وليد او را فراخوانده تا وى را در جريان مرگ معاويه قرار دهد و با توجه به خبرهايى كه از شام به دو رسيد ، براى حاكم جديد از او بيعت بگيرد . در پى آن امام حسين عليه السّلام ، هواداران و برادران و عموزادههاى خويش را فرا خوانده و به آنان اطلاع داد كه فرماندار مدينه وى را احضار كرده است و افزود :
از اين جهت كه مرا به كارى وادارد كه نتوانم به دو پاسخ مثبت دهم ايمن نيستم « 1 » .
امام عليه السّلام به هواداران خويش دستور داد سلاح برگيرند و بدانان فرمود : مرا همراهى كنيد هنگامى كه بر وليد وارد شدم شما بر در جايگاه بنشينيد و هرگاه شنيديد صداى من بلند شد ، بر او وارد شويد . « 2 »
امام حسين عليه السّلام كه بر وليد وارد شد ديد مروان كه با وليد قطع رابطه كرده بود ، نزد او نشسته ، حضرت فرمود : برقرارى پيوند خويشاوندى بهتر از قطع رابطه و صلح و صفا بهتر از تباهى است . اكنون وقت آن رسيده كه شما دو تن با يكديگر گرد هم آييد ، خداوند ميانتان صلح و آشتى برقرار سازد .
سپس وليد خبر مرگ معاويه را به حضرت داد و امام حسين عليه السّلام كلمهء استرجاع ( إنّا للّه . . . ) را بر زبان آورد . آنگاه وليد نامهء يزيد را مبنى بر بيعت
هامش
( 1 ) . اعلام الورى 1 / 434 ، روضة الواعظين / 171 ، مقتل ابو مخنف / 27 ، تذكرة الخواص / 213 .
( 2 ) . ارشاد 2 / 33 .