با اين بيان اهميت و ژرفاى دلالت اين حديث در معنايش مشخص مىشود و ملاحظه مىكنيم كه امام حسن عليه السّلام در پاسخ كسانى كه در مورد صلح وى با معاويه معترض بودند ، به اين گفته استناد مىجست .
در دوران خلفا
در دوران ابو بكر و عمر
با رحلت جانسوز پيامبر عظيم الشأن اسلام ، عصر رسالت سپرى و دوران امامت ، به پيشوايى على ابن ابى طالب عليه السّلام كه رسول اكرم صلّى اللّه عليه و إله وى را براى پذيرش مسئوليتهاى انقلاب الهى مبارك و رهبرى الهى مسلمانان ، تعيين كرده بود ، آغاز شد . اين مسئوليتها را خداوند با مزيد الطاف خود به دو عطا فرمود تا اين انقلاب مبارك را از پنجههاى جاهليت برهاند و در سايهء هدايت صحيح ، به سوى كمال و شكوه و جلال پيش رود و از آن بهرهمند گردد .
امام حسن و امام حسين عليهما السّلام دوران كودكى خويش را در زمان حيات رسول اكرم سپرى كردند و ملاحظه كرديم كه رسول خدا صلّى اللّه عليه و إله نه تنها با آنان بسان كودكان رفتار نمىكرد بلكه به عنوان دو شخصيت اسلامى كه مسئوليتهاى رهبرى بزرگى در انتظارشان بود با آنان برخورد داشت چنانكه روايات فراوانى كه از نبى اكرم صلّى اللّه عليه و إله رسيده به صراحت در اين خصوص سخن گفته است .
دوران بالندگى و جوانى آن دو بزرگوار در سايهء امامت پدر ارجمندشان و در شرايطى نابسامان نسبت به دولت اسلامى و اهل بيت نبوت ، آغاز گرديد ، زيرا على عليه السّلام از عرصهء رهبرى سياسى دور شده بود و كسانى به قدرت دست يافته بودند كه در رهبرى امت ، هيچگونه سهمى براى اهل بيت عليهم السّلام قائل نشده