سران قبايل مسيحى كه براى انجام مباهله نزد آن حضرت آمده بودند نيز بدين معنا پى برده و آن را مورد تأييد قرار دادند . همچنين بر جنبهء از خودگذشتگى رسول خدا صلّى اللّه عليه و إله در راه رسالت خويش و اطمينان به رسالتى كه مردم را به سوى آن فرا مىخواند ، دلالت دارد .
دوم : در خدمت رسالت
امام حسن و برادرش امام حسين عليهما السّلام را در كودكى برجستهترين الگو و نمونهء عينى اسلام بهشمار آوردن ، برخاسته از آگاهى مكتبى بىشائبهاى است كه با دليل و برهان به ثبوت رسيده است . اين دلايل ، قاطعانه تأكيد دارد كه ائمه اطهار عليهم السّلام در كودكى ، از جايگاه برجستهاى برخوردار بودهاند كه به آنان شايستگى پذيرش امانت الهى و رهبرى حكيمانه و آگاهانهء امت را مىبخشيد .
چنانكه تاريخ چنين مواردى را دربارهء هريك از امام جواد عليه السّلام و حضرت مهدى عجل الله تعالى فرجه الشريف به ثبت رسانده است آنجا كه ارادهء الهى تعلق گرفت تا اين دو بزرگوار مسئوليتهاى رهبرى خويش را در دوران نخست زندگى خود ، به دوش كشند و تحمّل چنين مسئوليتى براى كسانى كه خداوند آنان را مشعلداران دين و آيين خود و نگاهبان بندگان خويش مقرر داشته ، كار شگفتى تلقى نمىشود .
قرآن كريم از عيسى بن مريم عليه السّلام سخن به ميان آورده و مىفرمايد :
فَأَشارَتْ إِلَيْهِ قالُوا كَيْفَ نُكَلِّمُ مَنْ كانَ فِي الْمَهْدِ صَبِيًّا * قالَ إِنِّي عَبْدُ اللَّهِ آتانِيَ الْكِتابَ وَ جَعَلَنِي نَبِيًّا ؛
گفتند : چگونه با كودكى كه در گهواره است سخن بگوييم * عيسى لب به سخن گشود و گفت : من بندهء خدايم ، او به من كتاب داده و مرا پيامبر قرار داده است .