تخطي إلى المحتوى الرئيسي

أعلام الهداية ( پيشوايان هدايت ) ( فارسى ) — صفحة 275

مساهمون:

ص٢٧٥
مىرسيد و هركس سخنى داشت به نوبت سخن مىگفت ، اگر مطلبى سبب خندهء اهل مجلس مىشد او نيز مىخنديد و اگر از چيزى شگفت‌زده مىشدند ، او نيز شگفت‌زده شده و تعجّب مىكرد و بر گفتار اشخاص غريب تازه‌واردى كه بىادبانه با آن حضرت سخن مىگفتند ، صبر و بردبارى نشان مىداد تا جايى كه يارانش آنان را جذب مىكردند . رسول خدا صلّى اللّه عليه و إله هرگز ثنا و ستايش كسى را در حق خود پذيرا نبود مگر اين‌كه ثناى او به عنوان تشكر از آن حضرت تلقى مىشد و سخن كسى را قطع نمىكرد مگر اين كه از حدّ معمول تجاوز مىنمود كه در اين صورت يا با نهى كردن و يا برخاستن از مجلس ، سخنش را قطع مىكرد . امام مجتبى عليه السّلام فرمود : به پدر بزرگوارم عرض كردم : سكوت حضرت چگونه بود ؟ سكوت پيامبر خدا صلّى اللّه عليه و إله در چهار وجه متبلور بود : بر حلم و بردبارى ، بر حذر ، بر تقدير ، بر تفكّر و انديشه . سكوت در تقدير به گونه‌اى بود كه همهء مردم را به يك چشم مىنگريست و به گفتار همه به يك نحو گوش مىداد و سكوتش در تفكّر چنان بود كه دربارهء چيزهايى باقى ماندنى و امور فناناپذير ، مىانديشيد . و سكوت حضرت در حذر به چهارگونه صورت مىپذيرفت : كار نيك را انجام دهد تا ديگران از او پيروى كنند . امور زشت و ناپسند را ترك كند تا مردم نيز از انجام آن خوددارى نمايند . در امورى كه مصلحت مسلمانان در آن بود تلاش كند . به كارهايى اقدام نمايد كه خير دنيا و آخرت مردم را در پى داشته باشد . « 1 »
هامش
( 1 ) . به الموفقيّات 354 - 359 ، أنساب الاشراف 1 / 390 ، المختصر في الشمائل المحمدية ترمذى 29 مراجعه شود .