رسول خدا صلّى اللّه عليه و إله زبان خود را از سخن بيهوده و غير ضرورى باز مىداشت ، با مردم الفت و مهربانى داشت و آنها را از خود دور نمىساخت به بزرگ هر فاميلى احترام قائل مىشد و او را بر فاميلش حاكم مىگرداند ، همواره مردم را برحذر مىداشت و بىآنكه نسبت به آنها ترشرويى و بدخلقى انجام دهد ، مراقب خويشتن بود ، از ياران خود ديدار مىكرد و از وضعيّت مردم و آنچه بر آنها مىگذشت ، پرسش مىكرد ، كار پسنديده را تحسين و تقويت مىكرد و كار ناپسند را نكوهش كرده و بى اعتبار مىدانست . در كارها معتدل و ميانه رو بود ، از احوال مردم غافل نمىشد مبادا كه آنها غفلت كنند و يا به سوى باطل كشيده شوند . در ابراز حق كوتاهى نمىكرد و از آن تجاوز نيز نمىنمود ، خيرخواهترين مردم را به كارها مىگمارد ، بزرگترين آنها از ديدگاه رسول خدا كسانى بودند كه بيش از ديگران موعظه پذيرفته و برجستهترين آنان افرادى بهشمار مىآمدند كه در مورد ديگران خيرخواهى و حمايت بيشترى مبذول مىداشتند . . .
امام مجتبى عليه السّلام فرمود : از پدرم پرسيدم پيامبر اكرم در نشستن چگونه بود ؟
فرمود :
پيامبر اكرم صلّى اللّه عليه و إله در هر مجلسى با ياد و نام خدا نشست و برخاست داشت و در مجالس ، براى خويش جاى ويژهاى در نظر نمىگرفت و ديگران را نيز از چنين كارى نهى مىفرمود ، هرگاه وارد مجلس جمعى مىشد در آخر مجلس كه جاى خالى بود مىنشست و به ديگران نيز دستور مىداد چنين رفتار كنند ، به تمام اهل مجلس احترام و توجه مىنمود به گونهاى كه هريك از حاضران با خود مىپنداشتند گرامىترين فرد نزد آن حضرت هستند ، هركس از او خواستهاى داشت با حاجت روا شده از نزدش خارج مىگشت و يا به بيان خوش و شيرين آن حضرت راضى مىشد . اخلاق نكويش به اندازهاى ملايم بود كه همگان او را چونان پدرى مهربان
أعلام الهداية ( پيشوايان هدايت ) ( فارسى ) — صفحة 273
مساهمون: منذر حكيم
ص٢٧٣