راه نيابند . آگاهترين آفريدهاش كسى است كه خدا را به حد و مرزى توصيف نكند ، او همه چشمها را مىبيند و مهربان و آگاه است » .
مردى حضور امام مجتبى عليه السّلام شرفياب شد و عرضه داشت : اى فرزند رسول خدا صلّى اللّه عليه و إله ، خداوند را به گونهاى برايم وصف نما كه گويى او را مىبينم ، امام حسن عليه السّلام لحظاتى سر مبارك خود را به زير افكند و سپس آن را بالا گرفت و به دو پاسخ داد :
« الحمد للّه الذي لم يكن له اوّل معلوم و لا آخر متناه ، و لا قبل مدرك و لا بعد محدود و لا أمر بحتّى ، و لا شخص فيتجزّأ ، و لا اختلاف صفة فيتناهى ، فلا تدرك العقول و اوهامها ، و لا الفكر و خطراتها ، و لا الألباب و أذهانها ، صفته فيقول : متى ، و لا بدئ ممّا ، و لا ظاهر على ما ، و لا باطن فيما ، و لا تارك فهلّا ، خلق الخلق فكان بديئا بديعا ، ابتدأ ما ابتدع ، و ابتدع ما ابتدأ ، و فعل ما أراد ، و أراد ما استزاد ، ذلك اللّه رب العالمين » ؛ « 1 »
ستايش خدايى را مىسزد كه آغاز و پايانى ندارد و براى آن نمىتوان قبل و بعدى تصور نمود و حدودى را معيّن كرد ، تشخّصى ندارد تا تجزيهپذير باشد ، از اختلاف صفاتى برخوردار نيست كه حدود هريك ديگرى را محدود و متناهى كند . بنابر اين ، خردها و تخيّلات آنها و انديشهها و تراوشهاى فكرى و نيز عقلهاى نورانى و تصورات آنها از درك صفات خداوندى عاجزند . نمىتوان گفت در چه زمانى و از چهچيز آغاز گرديد و بر چهچيزى ظهور و بروز پيدا كرد و در چهچيزى نمايان گرديد ، ( باطن چيزى قرار نگرفته است ) او هرگز وانهاده نشده تا از وجودش پرسش شود ، وى آفريدهها و پديدههاى تازه و اشياء نو پيدا و موجوداتى را كه نبودهاند ، به
هامش
( 1 ) . حياة الامام الحسن : 1 / 335 - 340 به نقل از توحيد صدوق .