مىآمد ، بر هر دو جناح سپاه مدائن و مسكن سايه افكند و باقيماندهء همبستگى خويش را از دست دادند ، و سبب شد در مجموعههاى زيادى از فرومايگان آشوبطلبى كه در پى آشفتگى اوضاع بوده و بين اطاعت و نافرمانى از ثبات برخوردار نبودند ، تزلزل ايجاد نمايد .
از شايعاتى كه در سپاه مدائن به وجود آمد ، انتظار مىرفت چه تأثيرى از خود به جاى نهد ؟ با اينكه سربازان به خوبى از خيانت فرماندهء « مسكن » كه قيس را در پايهء او نمىپنداشتند با اطلاع بودند . بنابراين ، چرا سربازان شايعهء خيانت فرماندهء دوم ( قيس ) و يا خبر كشته شدنش را باور نكنند ؟ از سويى تأثيرپذيرى لشكريان « مسكن » از اين شايعات كمتر از سپاه مدائن نبود ، زيرا آنها نيز قبلا به خيانت فرماندهء خود دچار شده بودند .
در كشاكش اين رخدادها هيئتى به نمايندگى مردم شام مركب از مغيرة بن شعبه و عبد اللّه بن كريز و عبد الرّحمان بن حكم كه حامل نامههاى مردم عراق بودند ، حضور امام مجتبى عليه السّلام رسيدند تا آن بزرگورا در جريان نامههاى عراقيان و مقاصد شوم برخى از يارانش ، كه براى شعلهور ساختن آتش فتنه و آشوب در فرصتى مناسب ، داوطلبانه در صفوف لشكريان امام عليه السّلام راه يافتهاند قرار دهند . اين هيئت ، نامههاى مردم عراق را مقابل امام عليه السّلام پراكندند . حضرت كه خود بر مقاصد شوم و روحيهء آشوبطلبى يارانش آگاهى داشت ، چيزى بر يقيناش افزوده نشد . در اين نامهها دست خط و امضاى افراد ، به روشنى و به صراحت در برابر ديدگان امام عليه السّلام قرار داشت .
بدينترتيب ، از ناحيهء معاويه صلح و آشتى با شروطى كه امام خود ، آن را مناسب مىدانست بر او عرضه گرديد ، ولى حضرت نمىخواست بدانان پاسخى دهد كه خواستههاى معاويه را برآورده سازد و در دادن پاسخ بسيار
أعلام الهداية ( پيشوايان هدايت ) ( فارسى ) — صفحة 189
مساهمون: منذر حكيم
ص١٨٩