مىكردند ولى با احساس برترى نظامى و تجهيزات و نفرات طرف مقابل ، فرار را بر قرار ترجيح دادند .
شايعههايى دروغ كه معاويه براى درهم شكستن باقيماندهء روحيهء لشكريان امام در مسكن و مدائن بدانها دامن زد ، از امورى بود كه بر آشفتگى اوضاع افزود . در اينجا به برخى از شايعات و نيز تأثير آنها بر روحيهء عمومى سربازان امام حسن عليه السّلام در مدائن و مسكن اشاره مىكنيم :
معاويه با تمام تبهكارى و مكر و حيله كوشيد تا در سپاه كوفه رخنه ايجاد كند و توان و قدرت آنها را به ضعف بكشاند . دروغهايى كه به كار مىبرد ، حاكى از آشنايى دقيق وى در ساخته و پرداختن آنها بود . جاسوسانى را به اردوگاه مدائن مىفرستاد تا شايع كنند : « . . . قيس بن سعد ، فرماندهء سپاه مسكن پس از فرار ابن عباس ، با معاويه از در صلح و آشتى درآمده و به او پيوسته است . . . « 1 » »
ديگرى را به اردوگاه قيس در مسكن اعزام مىكرد تا به آنان بگويد ( امام ) حسن با معاويه مصالحه كرده و به دو پاسخ مثبت داده است . . . « 2 » »
آنگاه در مدائن شايعهاى انتشار يافت كه : « . . . به هوش باشيد ! قيس بن سعد كشته شد ، همگى پراكنده شويد ، سربازان به سراپردهء امام حسن عليه السّلام حمله ور شده و اموال او را به غارت برده حتى زيرانداز او را از زير پايش كشيدند و خشم و نفرت حضرت از آنان افزايش يافت و از آنها بيمناك شد . از اينرو ، به دژ سفيد مدائن ، وارد گرديد « 3 » »
بدينسان ، موج شايعاتى كه با پليدى و مكر و حيلهء معاويه به وجود
هامش
( 1 ) . تاريخ يعقوبى 2 / 191 .
( 2 ) . همان .
( 3 ) . تاريخ ابن اثير 2 / 203 .