دقيق عمل كرد به گونهاى كه از سخنان حضرت به پذيرش صلح و يا مطلبى اشاره به صلح ، پى نبردند ، بلكه حضرت به پند و اندرز آنها پرداخت و به پرستش خداى عزّ و جل و آنچه به صلاح آنان و مسلمانان بود ، فرا خوانده و به امورى كه در قبال آن در پيشگاه خدا و در حق رسول او مورد پرسش قرار مىگرفتند ، يادآورشان ساخت .
وقتى مغيره و رفقايش نخستين نقش سناريويى را كه حيلهء معاويه در واداشتن امام به صلح ، به كار گرفته بود ، شكست خورده يافتند و امام راستگو عليه السّلام را در برابر توطئههاى قوى همچنان ثابت قدم و استوار يافتند به اجراى دومين بخش از سلسله تلاشهايى كه از ناحيهء معاويه تدارك ديده شده بود ، پرداختند ، هرچند در درازمدت نتيجه دهد يا حداقل اثرى نامطلوب به جاى بنهد كه بر بغرج بودن موقعيت امام بيفزايد ، گرچه به واسطهء آن نتوان امام را به صلح و آشتى واداشت .
اين هيئت ، اقامتگاه امام عليه السّلام را به قصد اردوگاه لشكر كه در انتظار نتايج گفتوگوها بودند ، ترك گفتند . يكى از اعضاى هيئت با صداى بلند به گونهاى كه مردم بشوند اعلان داشت : « خداى متعال ، خون مسلمانان را به بركت وجود فرزند رسول خدا ، حفظ نمود و آشوب را فرونشاند و حضرت به صلح و آشتى پاسخ مثبت داد . . . « 1 » »
بدينسان ، اين افراد به بهترين وجه ممكن نقش خود را بازى كرده و فضايى پرالتهاب از فاجعه و مصيبت آفريدند كه در پى آن ، اوضاع به تيرگى انجاميد و تودههاى آشوب و بلوا ، دستخوش انفجار و اتحاد و همبستگى
هامش
( 1 ) . تاريخ يعقوبى 2 / 191 .