نقل شده : « معاويه نزد هريك از عمرو بن حريث ، اشعث بن قيس ، حجار بن أبجر و شبث بن ربعى ، جاسوسانى فرستاد و بدانان وعده داد : هريك از شما ( امام ) حسن را كشتيد يكصد هزار درهم و يكى از لشكرهاى شام و دخترى از دخترانم را پيشكش خواهيد داشت » .
اين خبر به امام عليه السّلام رسيد ، حضرت زره به تن كرد و آن را زير لباس مخفى ساخت و همواره با رعايت احتياط جز با پوشيدن زره ، در نماز حضور نمىيافت . روزى يكى از مخالفان به سوى او تيرى پرتاب كرد كه با وجود زره ، به بدن مباركش اصابت نكرد . « 1 »
بدينترتيب ، خيانتها يكى پس از ديگرى در لشكريان امام پديدار شد .
از آن جمله : « ( امام ) حسن عليه السّلام چهار هزار جنگجو را به فرماندهى مردى كندى به سوى معاويه فرستاد وقتى در منطقه « انبار » فرود آمد ، معاويه با فرستادن پانصد هزار درهم براى وى فرمانروايى برخى مناطق و جزيره را به او وعده داد . فرمانده به همراه دويست تن از افراد ويژهء خويش ، به معاويه پيوست و پس از او مردى را از قبيلهء مراد بدان سامان اعزام نمود وى كه سوگند بزرگ ياد كرده بود دست به چنين كارى نزند ، مانند فرماندهء نخست عمل كرد و ( امام ) حسن عليه السّلام قبلا به لشكريان خبر داده بود كه اين فرمانده نيز نظير اوّلى عمل خواهد كرد « 2 » » .
امام حسن عليه السّلام در برابر اين همه رنج و گرفتارىهاى پىدرپى ، همچنان با حفظ آرامش خود ، مراقب اوضاع بود كه سرانجام ، كار به كجا خواهيد كشيد .
آنچه از متون تاريخى بر مىآيد . ابن عباس به تنهايى نگريخته بلكه عدّهء
هامش
( 1 ) . اعيان الشّيعه 4 / 22 .
( 2 ) . همان .