در پىات حركت خواهم كرد . گزارش كار روزانهات را در اختيارم قرار ده و با اين دو تن - قيس بن سعد بن عباده و پسرش سعيد - به مشورت بنشين . با معاويه كه روبرو شدى با او نجنگى تا او جنگ را آغاز كرده و با تو بستيزد كه در اين صورت با او به مبارزه بپرداز . اگر شهادت نصيب تو شد قيس بن سعد فرماندهى سپاه را بر عهده مىگيرد و در صورت شهادت وى پسرش سعيد پذيراى اين مسئوليت خواهد شد .
9 . خيانت فرماندهء لشكر
عبيد اللّه بن عباس به منطقه « مسكن » « 1 » رسيد و در آنجا اردو زد و با دشمن روبرو شد . در اينجا بود كه نشانههاى فتنه و آشوب به خوبى پديدار و دسيسهكارى معاويه به اردوگاه امام راه يافت . زيرا با وجود منافقان و راحت طلبانى كه خود را در سپاه حضرت جا زده بودند زمينه را كاملا مناسب ديد و اين شايعهء دروغ كه : « امام حسن عليه السّلام در مورد صلح و آشتى با معاويه نامه نگارى مىكند ، بنابراين شما مردم چرا خود را به كشتن مىدهيد ؟ » همهجا منتشر شد .
وضعيّت در برابر فرماندهء لشكر آشفته گرديد و در مورد صدق و كذب اين شايعه ميان لشكريان همهمه افتاد . برخى آن را درست و برخى دروغ مىدانستند و عدّهاى مىكوشيدند به هر طريق ممكن آن را اثبات نمايند و عبيد اللّه فرماندهء لشكر تلاشى در جهت اطمينان يافتن از دروغ بودن شايعه و دور از واقعيت بودن آن انجام نداد . زيرا امام مجتبى عليه السّلام در آن زمان به اعزام فرستادگان خود به اطراف و اكناف و تدارك نيرو مشغول بود تا به طلايه
هامش
( 1 ) . منطقهاى در نزديكى « آوانا » در ساحل رودخانهء دجيل كه در سال 72 هجرى نبرد بين عبد الملك مروان و مصعب بن زبير در آنجا رخ داد .