تخطي إلى المحتوى الرئيسي

أعلام الهداية ( پيشوايان هدايت ) ( فارسى ) — صفحة 162

مساهمون:

ص١٦٢
توانست براى بيرون رفتن از بحرانى كه وى را احاطه كرده بود ، راهى بيابد . از اين‌رو ، با فريب يكى از هواداران خويش با مال و ثروت كه در مسير مالك اشتر مىزيست ، از وى خواستار ترور مالك شد . وقتى مالك به آن منطقه رسيد و در آن‌جا فرود آمد ، شخص ياد شده وى را با خوراندن عسل زهرآلودى كه براى اجراى طرح و نقشهء معاويه تدارك ديده بود مسموم ساخت و در اثر آن مالك به شهادت رسيد . « 1 » معاويه با اين شگرد در جهت رهايى از دشمنان خويش پيروز گشت ، او پسر خالهء خود ، محمد بن ابى حذيفه و عبد الرحمان بن خالد بن وليد و سعد ابى وقاص و امام مجتبى عليه السّلام را به همين شيوه از سر راه برداشت و گاهى به اين عمل افتخار مىكرد و مىگفت : خداوند لشكريانى از عسل دارد كه به وسيلهء آن براى اوليائش ، انتقام مىگيرد . در داخل عراق و سرزمين‌هاى تحت قلمرو حكومت امير المؤمنين عليه السّلام حادثه‌ها يكى پس از ديگرى به وجود مىآمد ، حضرت از سركوب هر جمع متمرّدى كه فراغت مىيافت ، دچار آشوب و فتنهء ديگرى مىشد و هر بخشى را سامان مىداد ، در بخش ديگرى بلوا به‌پا مىشد و كار به جايى رسيده بود كه معاويه به تحقير شخصيت امام مىپرداخت . « 2 » از سويى ، ياران امام عليه السّلام با اين‌كه پيرامون خويش و در مرزهاى كشور خود و خارج آنها شاهد اشغال برخى از شهرهاى بزرگ و قتل و آدم‌كشى و چپاول اموال مردم بودند ، ولى در اختلاف با امام عليه السّلام پافشارى داشته و با تفرقه‌افكنى و پراكندگى در پى راحت‌طلبى و تن‌آسايى بودند . هرگاه امام عليه السّلام آنان را براى
هامش
( 1 ) . ( تاريخ يعقوبى 2 / 193 - 194 . ( 2 ) . ( 1 ) اعيان الشيعة 1 / 528 - 530 ، تاريخ يعقوبى 20 / 195 - 200