تخطي إلى المحتوى الرئيسي

أعلام الهداية ( پيشوايان هدايت ) ( فارسى ) — صفحة 161

مساهمون:

ص١٦١
يمن شد تا توانست دست به كشتار و غارت و ويرانى زد و دو كودك از عبيد الله بن عباس را در آغوش مادرشان سر بريد كه مادر ، از ديدن اين صحنه به جنون دچار شد و همواره بر آن دو نوحه‌سرايى و گريه مىكرد تا از غم و اندوه آنان جان سپرد . « 1 » معاويه براى حمله به مصر و جامهء عمل پوشاندن به آرزوى گرانمايهء عمرو عاص سپاه ديگرى تدارك ديده و فرماندهى آن را به عمرو سپرد . وقتى خبر اين لشكركشى به امير المؤمنين عليه السّلام رسيد ، مردم كوفه را به يارى برادران مصرى خود فراخواند ، ولى به خواستهء امام پاسخ مثبت ندادند و پس از اصرار فراوان امام عليه السّلام جمعى دعوتش را پذيرا شدند و ديرى نپاييد كه به حضرت خبر رسيد عمرو عاص با تسلط يافتن بر مصر فرمانرواى آن ، محمد بن ابو بكر را به شهادت رسانده و پس از مثله كردن بدن او ، پيكرش را در آتش سوخته است ، امام عليه السّلام با مأموريت دادن مالك بن حرث اشتر وى را به فرمانروايى مصر گمارد تا آن شهر را از دست اشغالگران ، آزاد كند . بنا به نقل تاريخ‌نگاران : مالك ، انسانى مصمّم ، نيرومند و از ياران وفادار امير مؤمنان عليه السّلام به شمار مىرفت و بنا به گفتهء امام عليه السّلام و ديگران در حق مالك ، نقش وى نسبت به امير مؤمنان ، نظير نقش امير المؤمنين نسبت به رسول اكرم صلّى اللّه عليه و إله بود . وقتى به معاويه خبر رسيد كه امام على عليه السّلام مالك اشتر را به فرمانروايى مصر منصوب كرده است ، مضطرب و پريشان گشت و ترس و بيم وى بر هواداران و نيروهاى مرزدارش ، فزونى يافت و پس از انديشه‌اى طولانى ،
هامش
( 1 ) . تاريخ يعقوبى 2 / 195 - 199 .