آرامش به كار گرفت ، از ميان برد و در جمع انبوه مردم بصره به سخن پرداخت و آنان را به جنگ دعوت كرد كه سخنانش عينا از نظرتان مىگذرد « مردم ! على بن ابى طالب ، عثمان خليفهء برحق را كشت ، سپس به تدارك سپاه پرداخت و به سويتان لشكركشى كرد تا بر شما مسلّط شود و شهرتان را از شما بستاند .
اكنون مردانه به خونخواهى خليفهء خود بهپا خيزيد و از حريم خويش مراقبت نماييد و براى دفاع از زنان و فرزندان و فاميل و خويشاوندان ، مبارزه كنيد . آيا راضى مىشويد كوفيان وارد شهر شما شوند ؟ بر آنان خشم بگيريد زيرا مورد خشم قرار گرفتهايد . با آنان بجنگيد ، زيرا به جنگ شما آمدهاند . به هوش باشيد ! على مىخواهد تنها خود زمام امور را به دست داشته باشد ، به خدا سوگند ! اگر بر شما پيروز شود ، دين و دنياى شما را به تباهى مىكشاند » . « 1 »
خبر سخنرانى عبد الله بن زبير به امير مؤمنان عليه السّلام رسيد حضرت به فرزندش امام حسن عليه السّلام اشاره كرد تا به دو پاسخ دهد ، امام مجتبى عليه السّلام به ايراد سخن پرداخت و با حمد و ثناى الهى فرمود :
سخنان ابن زبير به گوشمان رسيد او پدرم را قاتل عثمان دانست شما مهاجران و انصار و ديگر مسلمانان به خوبى آگاهيد كه زبير دربارهء عثمان چه مىگفت و با چه نامى از او ياد مىكرد و چگونه او را متهم مىساخت ؟ طلحه در آن هنگام كه هنوز عثمان در قيد حيات بود و بر بيت المالش حمله برد ، اكنون چگونه به خود اجازه مىدهند پدرم را به قتل او متهم سازند و به ناسزاگويى وى بپردازند ؟ اگر ما نيز بخواهيم ، ناسزايشان بگوييم بر اين كار قادريم .
ابن زبير در سخنانش گفته است : على عليه السّلام زمام امور مردم را از آنان ربوده ( بدانيد )
هامش
( 1 ) . حياة الامام الحسن از قرشى 1 / 444 .