فرزندش امام حسن عليه السّلام را طلبيد و از او خواست در جمع مردم كوفه به ايراد سخن بپردازد تا بر اين پندارهاى غلط خط بطلان بكشد . امام حسن عليه السّلام درخواست پدر را لبيك گفت و در جمع انبوه كوفيان سخنرانى آتشينى ايراد نمود كه در آن آمده است :
مردم ! از خداى خويش خرد بياموزيد خداى عز و جل حضرت آدم و نوح و خاندان ابراهيم و خاندان عمران را بر جهانيان برگزيد ، دودمانى كه بعضى از برخى ديگر گرفته شدهاند و خداوند شنوا و آگاه است . ما دودمان آدم و خانوادهء نوح و برگزيدگان ابراهيم و سلاله اسماعيل و خاندان محمديم ، ما نسبت به شما چونان آسمان برافراشته و زمين گردشكننده و خورشيد درخشان و درخت زيتونيم كه نه شرقى است و نه غربى ، درختى كه روغنش بركت يافت و ريشه و اصلش رسول خدا صلّى اللّه عليه و إله و شاخهاش على عليه السّلام بود . به خدا سوگند ! ما ميوهء همان درختيم . آنكس كه به شاخهاى از آن بياويزد از عذاب الهى نجات يافته و كسانى كه از آن سرپيچى كنند ، در آتش جهنم در خواهند افتاد .
با پايان پذيرفتن سخنان امام حسن عليه السّلام ، امام امير المؤمنين عليه السّلام بر فراز منبر رفت و فرمود :
« يابن رسول الله ! أثبت على القوم حجتك و اوجبت عليهم طاعتك ، فويل لمن خالفك » ؛ « 1 »
اى فرزند رسول خدا ! حجت و برهان خويش را بر مردم اقامه نمودى ، اطاعت خويش را بر آنان واجب ساختى واى بر آنكس كه از تو فرمان نبرد .
هامش
( 1 ) . بحار الانوار 43 / 358 .