« [ ايّها الناس ! قد كان في مسير امير المؤمنين عليّ بن ابي طالب و رؤوس العرب ، و قد كان من طلحة و الزبير بعد بيعتهما و خروجهما بعائشه ما قد بلغكم ، و تعلمون انّ وهن النساء و ضعف رأيهنّ الى التلاشى ، و من اجل ذلك جعل اللّه الرجال قوّامين على النساء و أيم اللّه لو لم ينصره منكم احد لرجوت أن يكون فيمن أقبل معه من المهاجرين و الانصار كفاية فانصروا اللّه ينصركم » ] ؛ « 1 »
مردم ! شما به خوبى آگاهيد كه امير المؤمنين على بن ابى طالب و چهرههاى درخشان و سران عرب به سوى كوفه مىآيند و اطلاع داريد كه طلحه و زبير پيمان بيعت شكستند و به همراه عايشه بر پيشواى خود شوريدند . شما از ناتوانى زنان و ضعف انديشهء آنها آگاه هستيد به همين دليل خداوند مردان را بر زنان چيرگى بخشيده است ، به خدا سوگند ! حتى اگر يك تن به يارى امام نشتابد اميد آن دارم مهاجران و انصارى كه وى را همراهى مىكنند براى شكست دشمن كافى باشند ، بنابراين ، آيين خدا را يارى نماييد تا خداوند ياريتان كند » .
ابو موسى ، همچنان بر موضع خود پافشارى داشت و موجبات دلسردى مردم را فراهم مىكرد و آنها را از قيام و يارى امام عليه السّلام بازمىداشت . امام حسن عليه السّلام با نكوهش اشعرى به دو فرمود : مادرت به عزايت بنشيند از فرمانروايى حكومت ما كناره گرفته و از منبرمان فاصله بگير .
آنگاه طى سخنانى فرمود :
مردم ! دعوت پيشواى خود را پاسخ مثبت دهيد و به يارى برادران خود بشتابيد ، البته در اين راستا افرادى هستند كه به يارى وى كمتر همت بندند . به خدا سوگند !
هامش
( 1 ) . همان 1 / 436 ، 437 ، 438 .