فرستادگان ، نامهء امام على عليه السّلام را به ابو موسى اشعرى فرماندار كوفه عرضه كردند ، نه تنها هيچگونه عكس العمل مثبتى از او نديدند بلكه ملاحظه كردند وى مردم را از تصميمشان منصرف و از لبيك گفتن به نداى خليفه ، باز مىدارد و با توجيه كينه و عناد خويش گفت : « به خدا سوگند ! بيعت عثمان هنوز در گردن من و امام شماست ، اگر ناگزير از جنگ نبوديم تا وى [ امام ] از كشتن قاتلان عثمان فراغت نمىيافت ، با هيچكس نمىجنگيديم . . . » « 1 »
امام على عليه السّلام هاشم مرقال را با نامهاى به عنوان سومين فرستاده نزد اشعرى اعزام نمود كه در آن نامه آمده بود :
اكنون ! من هاشم را به جانب تو فرستادم تا مردم را بسيج كند بنابراين ، همه را مهياى نبرد كن ، زيرا من تو را والى كوفه قرار دادم كه در اقامهء حق ياورم باشى .
ولى اشعرى بر تمرّد و نافرمانى خود پافشارى كرد و هاشم طى نامهاى به امام عليه السّلام وى را در جريان شكست و ناكامى خود در مأموريت محوله و اعزامش ، قرار داد .
3 . اعزام امام مجتبى عليه السّلام
امام على عليه السّلام با آگاهى از پافشارى ابو موسى بر موضع خود و ناكامى فرستادگانش ، فرزند خود امام حسن عليه السّلام را به اتفاق عمار ياسر همراه با نامهاى به كوفه اعزام نمود . حضرت در آن نامه ابو موسى را از منصب خود بر كنار و قرضة بن كعب را جايگزين وى ساخت . در آن نامه آمده بود :
هامش
( 1 ) . طبرى 3 / 393 و 394 .