عبادت و پرستش امام ، كارى منفى از قبيل عبادت فردى ترسو و يا سوداگر نيست ، آنگونه كه بسيارى از عبادتكنندگان چنيناند ، بلكه عمل مثبت انسان بزرگى است كه به خود و جهان هستى مىنگرد و بر پايهء خبرگى مردى پرتجربه و عقل انسانى آگاه و قلب فردى با احساسات لطيف ، استوار است .
بر اساس همين مفهوم عبادت و تقوا بود كه على عليه السّلام مردم را به مسير خيرخواهى دعوت مىكرد تا انسانها همه تقوا و پرهيزكارى پيشه كنند . به عبارتى ديگر براى دستيابى به چيزى بالاتر از اميد سوداگرانه به نعمتهاى جهان ديگر ، مردم را به تقوا و پرهيزكارى فرا مىخواند بدين اميد كه از اين راه به عدالت پرداخته و حق مظلوم را از ظالم بستاند و مىفرمود :
« عليكم بتقوى الله ، و بالعدل على الصديق و العدو » ؛
بر شما باد به تقوا و پرهيزكارى و اجراى عدالت بر دوست و دشمن .
از ديدگاه امام عليه السّلام تقوا ، آنگاه سودمند و نتيجهبخش است كه تو را وا دارد تا حق را پيش از آنكه به چشم ببينى ، بپذيرى و بر آن كس كه دشمن دارى ، ستم روا ندارى . بنابراين زندگى - با اين مفهوم از عبادت - براى دستيابى به كالاى دنيوى و لذت زودگذر دنيا ، ارزشى ندارد .
زهد
على عليه السّلام در دنيا زهد ورزيد و بر خود سخت گرفت و در زهدش صادق بود آنگونه كه در همهء كارها و در هرچه از دل و زبانش برآمد ، صادقانه عمل كرد . در لذائذ دنيوى زهد پيشه كرد و به عوامل دولت و حكومت و هرآنچه مورد نظر ديگران بود و آن را هدف زندگى و وجود خود مىدانستند رغبتى