فرزند ابو طالب ، از جامعه رخت بربست . « 1 »
شعبى مىگويد : نقش على بن ابى طالب در اين امّت بسان مسيح بن مريم ميان بنى اسرائيل بود ، گروهى به او عشق و محبت ورزيدند ، در محبّتشان دچار كفر شدند و جمعى كينهاش را به دل داشتند و با بغض و كينهء او در وادى كفر گرفتار آمدند . « 2 »
امام على عليه السّلام سخاوتمندترين انسانها به شمار مىآمد ، به سخاوت و بخششى خداپسندانه آراسته بود و هرگز در پاسخ نيازمندى « نه » نگفت . « 3 »
آن روز كه با امام عليه السّلام بيعت صورت گرفت ، صعصعة بن صوحان به حضرت عرضه داشت : اى امير مؤمنان ! به راستى خلافت را زينت بخشيدى و بدان ارج و مقام دادى ، نه خلافت تو را زينت داده و بر ارج و مقامت افزوده باشد ، خلافت به وجود مقدست نيازمندتر از تو ، به خلافت بود .
از ابن شبرمه روايت شده گفت : نمىسزد كسى غير از على بن ابى طالب عليه السّلام « 4 » بر فراز منبر بگويد : « سلوني » ؛ هرچه مىخواهيد از من بپرسيد .
قعقاع بن زراره كنار مرقد مطهّر امام عليه السّلام ايستاد و عرضه داشت : رضوان الهى بر تو اى امير مؤمنان ! به خدا سوگند ! زندگىات كليد خير و بركت بود ، اگر مردم تو را پذيرا شده بودند از بركات زمينى و آسمانى خدا بهرهمند مىگشتند ولى قدر ناشناس نعمت وجودت بودند و دنيا را ترجيح دادند . « 5 »
جورج جرداق مسيحى در كتاب خود « صداى عدالت انسانى » مىنويسد :
على بن ابى طالب از جمله افراد بىنظير و نادرى است كه اگر خواهان
هامش
( 1 ) . همان .
( 2 ) . عقد الفريد 2 / 216 .
( 3 ) . شرح نهج البلاغه 1 / 7 .
( 4 ) . ائمتنا 1 / 94 ، به نقل از اعيان الشيعه 3 و بخش 1 ص 103 .
( 5 ) . تاريخ يعقوبى 2 / 213 .