4 . سورهء انسان ، به اخلاص امير مؤمنان عليه السّلام و اهل بيت او و ترس و بيمى كه از خدا داشتند شهادت داده و گواهى الهى را بر بهشتى بودن آنان ، دربردارد « 1 » .
صاحبان صحاح و ديگر محدثان ، در احاديث رسول اكرم صلّى اللّه عليه و إله و سلم براى بيان فضايل على عليه السّلام فصلهاى ويژهاى گشودهاند . بشر طىّ تاريخ طولانى خود بعد از رسول خدا صلّى اللّه عليه و إله و سلم مردى را برجستهتر از على سراغ ندارد و با اينكه در طول حاكميّت بنى اميّه بر فراز منابر به ناسزاگويى و دشنام وى پرداختند و كينهورزانش آن مطالب را همهجا منتشر ساختند ، ولى تاريخ براى هيچكس فضائلى نظير فضائل على بن ابى طالب عليه السّلام ثبت نكرده است . با اين كه امويان در پى عيبجويى از حضرت بودند ولى هيچگونه عيبى در آن بزرگوار نيافتند ، عمر بن خطاب [ دربارهء امير مؤمنان ] از رسول اكرم صلّى اللّه عليه و إله و سلم نقل كرده كه فرمود :
كسى نتوانست به فضايلى مانند فضايل على دست يابد كه صاحب فضيلت را به هدايت رهنمون گشته و از كارهاى ناروا باز دارند . « 2 »
به على عليه السّلام عرض شد : چرا شما بيش از ديگر ياران رسول خدا صلّى اللّه عليه و إله و سلم از آن حضرت حديث نقل كردهاى ؟ فرمود :
زيرا من هرگاه از آن حضرت مطلبى مىپرسيدم مرا آگاه مىساخت و هر زمان ساكت مىشدم ، وى با من آغاز سخن مىنمود . « 3 »
از فرزند عمر نقل شده گفت : روزى كه رسول اكرم صلّى اللّه عليه و إله و سلم ميان ياران خويش پيمان برادرى ايجاد كرد و على [ به دليل اين كه كسى به برادرىاش در نيامده بود ] با چشمانى اشكبار خدمت رسول خدا صلّى اللّه عليه و إله و سلم رسيد . پيامبر به او
هامش
( 1 ) . به كشّاف زمخشرى و طبرى در رياض النضرة 2 / 207 مراجعه شود .
( 2 ) . رياض النضره 1 / 166 .
( 3 ) . طبقات ابن سعد 2 / 338 ، حلية الأولياء 1 / 68 .