شناسايى حقيقت و واقعيت آنان به دور از سطح تقليدى شناسايى بزرگان تاريخ خود باشيد ، خواهيد ديد كه محور عظمت آنان تنها در ايمان مطلق به كرامت و شرافت انسانى و حق مقدس آن در زندگى آزادمنشانه و شرافتمندانه قرار دارد . از سويى انسان همواره در تكامل و تحوّل است و جمود و واپسگرايى و توقف در حالتى از حالات گذشته يا كنونى ، چيزى جز پيك مرگ و دليل نابودى نيست . « 1 »
شبلى شميّل مىگويد : امام على بن ابى طالب ، مهتر بزرگان جهان ، بىهمتا نسخهاى است كه شرق و غرب گيتى در گذشته و حال ، صورتى مطابق اصل ، چون او ، به خود نديده است . « 2 »
على عليه السّلام به همان اندازه كه در عمل ، سمبل پيشوايى و رهبرى بود و براى هدايت مردم به اسلام و جانفشانى در مسير اصلاح جهان و سوق آن به راه حق و عدالت ، به عبارتى پيشبرد دين به عنوان نهضتى جاويد و مستمر ، از خود التزام و پايبندى نشان داد ؛ معاويه طى مخالفت و كشمكش خود با امام على ، نقش نمايندهء نسل جديد مسلمانان را بازى مىكرد ، زيرا فتوحات اسلامى وى را از سويى در رأس قدرت قرار داد و از سوى ديگر واداشت تا امور را با ديد حفظ رهآوردها و جنبههاى مادى بنگرد . . . در راستاى چنين رويارويى خصمانه و بيرحمانهاى كه مسلمانان را پراكنده ساخت و به نابودى كشاند ، معاويه توانست با برانگيختن احساسات و انگيزههاى قوى دنيوى مردم ، وحدت و يكپارچگى آنها را بر هم زند و از آگاهى دينى آنان جلوگيرى كند و براى اجراى سياست ملوكانه و دولت خويش در جهت رويارويى با روح
هامش
( 1 ) . الامام على صوت العدالة الاسلامية 1 / 14 .
( 2 ) . همان 35 .