تخطي إلى المحتوى الرئيسي

أعلام الهداية ( پيشوايان هدايت ) ( فارسى ) — صفحة 304

مساهمون:

ص٣٠٤
آمده و راهى نهروان بودند ، ياران امام را نگران ساخت به گونه‌اى كه اگر متوجه شام گردند ، حضور اين افراد در اين منطقه براى آن‌ها دشوار خواهد بود . از اين رو ، از امام عليه السّلام درخواست كردند كه ابتدا به كار خوارج پايان دهد . « 1 » از جمله كارهاى فتنه‌انگيزانهء خوارج اين بود كه عبد اللّه بن خبّاب و همسرش را دستگير و او را به قتل رساندند و سپس شكم همسرش را پاره نموده و نوزادش را بدون هيچ توجيهى ، از ميان بردند ، هم‌چنين حارث بن مرّهء عبدى را كه به عنوان فرستادهء امام نزدشان آمده بود ، كشتند . « 2 »

نبرد با خوارج

قواى مارقين ( از دين برگشتگان ) در نزديكى نهروان گرد آمدند و مجموعه‌هايى از مردم بصره و ديگر جاها بدانان پيوستند . امام عليه السّلام بارها كوشيد تا آنان را از انديشه‌اى كه در سر داشتند و نافرمانى و تلاش در جنگ افروزى ، بازدارد ، ولى جز فساد و جهل و نادانى و پافشارى آن‌ها بر نبرد ، چيزى عايد وى نشد . ازاين‌رو ، حضرت سپاه خويش را بسيج نمود و چنان‌كه در هر جنگى شيوهء آن بزرگوار بود با پند و اندرز بدانان يادآور شد كه در چنان شرايط و اوضاعى با اخلاق اسلامى با مردم برخورد نمايند . وقتى امام عليه السّلام به سپاه دشمن نزديك شد پيكى نزد آن‌ها فرستاد و از آنان خواست قاتلان عبد اللّه بن خبّاب و كشندگان فرستاده‌اش حارث بن مره را تحويل دهند ، ولى آنان يك صدا اعلام داشتند : همهء ما در كشتن آن‌ها شركت داشته‌ايم و ما همه ، ريختن خون شما و آنان را جايز مىدانيم .
هامش
( 1 ) . تاريخ طبرى 4 / 57 و 58 ، البداية و النهاية 7 / 286 . ( 2 ) . تاريخ طبرى 4 / 61 ، البداية و النهاية 7 / 286 ، فصول المهمهء ابن صباغ 108 .