كه از تلاش دست برداريد ، آنچه را خداوند بر زبان پيامبرش در مورد فضيلت مبارزانى كه آگاهانه با خوارج بجنگند و آشناى به حق ما باشند ، عنوان كرده ، برايتان بيان مىداشتم .
و سپس حضرت در پيشگاه خدا سجدهء شكر به جاى آورد « 1 » .
اشغال مصر
پس از كشته شدن عثمان بن عفان ، امير المؤمنين عليه السّلام قيس بن سعد بن عبادهء انصارى را به فرمانروايى مصر گمارد و سپس آنگونه كه خود ، مصلحت ديد محمد بن ابى بكر را به جانشينى قيس بن سعد موظف ساخت ، زيرا مصر به عنوان بخش ديگرى از قلمرو حكومت اسلامى معاويه را مضطرب مىساخت . پس از پايان جنگ و نبردها و نتايج به دست آمده ، به مجرد اينكه تشويش و اضطراب و عدم هميارى ، بر جامعهء اسلامى حكمفرما شد ، معاويه و عمرو عاص براى اشغال مصر دست به تلاش زدند ؛ زيرا واگذارى اين شهر بهايى بود كه براى تخريب حكومت امام و نابود كردن دين ، به عمرو عاص پرداخته مىشد . امام عليه السّلام وقتى شنيد معاويه به سمت مصر پيشروى مىكند ، كوشيد تا محمد بن ابى بكر را با تداركات و نيرو تقويت كند ، امّا ديرى نپاييد كه خبر اشغال مصر و شهادت محمد بن ابى بكر به آن حضرت رسيد و امام به جهت از دست دادن محمد فوقالعاده اندوهگين شد « 2 » و پس از آن مالك اشتر را به فرمانروايى مصر گمارد و عهدنامه و ( منشور ) معروف خويش را در زمينهء ادارهء حكومت و سياست مردم ، به وى نگاشت ، ولى معاويه با ابزار شيطانى و فريبكارى خود ، توانست به مالك اشتر زهر بخوراند . « 3 »
هامش
( 1 ) . تاريخ طبرى 4 / 66 ، شرح نهج البلاغه 2 / 266 ، البداية و النهاية 297 .
( 2 ) . شرح نهج البلاغهء ابن ابى الحديد 6 / 88 .
( 3 ) . تاريخ طبرى 4 / 72 .