نگران بودند و به مجرّد اينكه اطمينان يافتند امام عليه السّلام به طور جدّى به اين كارها خواهد پرداخت ، در برابر حكومت آن حضرت دست به فتنهانگيزى و آشوب زدند تا آنجا كه طلحه و زبير نزد امام عليه السّلام آمده و ضمن اعتراض به اين برنامهها اظهار داشتند : ما خويشاوند رسول خداييم و سابقهء جهاد و مبارزه داريم ، ولى شما سهميهء ما را از بيت المال مساوى با ديگران پرداخت نمودى در صورتى كه عمر و عثمان ما را با ديگران مساوى نمىدانستند و بر آنها برترى مىدادند .
امام عليه السّلام در پاسخ فرمود : اكنون اين كتاب الهى و اين شما ، در آن بنگريد هر گونه حقى را براى شما قائل است بستانيد ، گفتند : ما در اسلام سابقهء جهاد داريم !
فرمود : سابقهء شما از من بيشتر است ؟
گفتند : خير ، ما خويشاوندان رسول خداييم !
حضرت فرمود : آيا از من به پيامبر نزديكتريد ؟
گفتند : خير ، ولى ما اهل جهاد و مبارزهايم !
امام عليه السّلام فرمود : بالاتر از جهاد و مبارزهء من ؟
گفتند : خير ،
امام عليه السّلام فرمود : به خدا سوگند ! سهميهء من و غلامم از اين اموال به يك اندازه است . « 1 »
هامش
( 1 ) . بحار الانوار 41 / 116 .