امام عليه السّلام به نزاع و كشمكش مىپردازد و معاويه كه خود ، آزاد شده و فرزند آزاد شده است پس از اين مدت به قدرتى نيرومند تبديل شده و موجوديت دولت را تهديد مىكند .
اغلب كسانى كه بر ضدّ امام عليه السّلام در خط انحراف قرار داشتند ، از سابقهء همنشينى با رسول خدا صلّى اللّه عليه و إله و سلم برخوردار بودند و اين خود ، از جمله عواملى بود كه سبب تأخير حركت امام عليه السّلام شد و تعداد زيادى از مسلمانان بدين وسيله فريب خوردند و اين قضيه موفقيّت حكومت حضرت و ادامهء حكومتش را پيچيدهتر ساخت .
افزون بر اين ، امام عليه السّلام زمام دولتى پهناور را در اختيار گرفت ، چرا كه سرزمين دولت اسلامى در زمان ابو بكر ، از مرزهاى جزيرة العرب و عراق فراتر نمىرفت ، ولى در دوران امام عليه السّلام علاوه بر جزيرة العرب و عراق و شام ، قلمرو سرزمين اسلامى تا شمال آفريقا و اواسط آسيا امتداد داشت و مجموعههايى از غير عرب نيز به اسلام گرويدند ، اين گروههاى تازه مسلمان ، برههء مسلمانى خود را در سايهء حكومتى غير معصوم ، بلكه منحرف از خط صحيح رسالت اسلام آغاز كرده بودند و حكومت امام عليه السّلام با وجود كشمكشهاى داخلى مىبايست در كوتاهترين وقت ممكن ، كارهاى بزرگى انجام دهد از جمله :
1 . نظام طبقاتى ميراث خلفاء را ، متلاشى سازد به اين نحو كه :
الف - به پيروى از سنّت رسول خدا صلّى اللّه عليه و إله و سلم كه خلفاى قبلى آن را در بوتهء اهمال گذاشته بودند ، در بخشش اموال بيت المال ميان تمام مسلمانان تساوى قائل شود و مبناى توزيع سهميهء بيت المال را كه برخاسته از حكم الهى
إِنَّ أَكْرَمَكُمْ عِنْدَ اللَّهِ أَتْقاكُمْ
بود در سخنرانى خويش تشريح كرد و