اشاره كرد : نخست : جناح انصار ؛ كه به ايجاد تشكل اسلامى پرداخته و از موقعيت اجتماعى بزرگى برخوردار بودند و در عرصهء نامزدى و انتخاب مىبايست روى آنها حساب كرد . اين گروه با خليفه و دو همراه وى در سقيفه بنى ساعده به نزاع پرداختند و ميان آنها كشمكش به وجود آمد كه قضيه به سود قريش تمام شد .
بدينسان ، ابو بكر و هوادارانش در برابر انصار از دو جنبه سود بردند :
1 . ريشهدار بودن انديشهء وراثت دينى در ذهن عربها كه بر همين اساس ابو بكر اظهار داشت : قريش خويشاوندان پيامبر و از همهء مسلمانان به او نزديكتر و به جانشينى و حكومت آن حضرت شايستهترند .
2 . شكافى كه در صفوف انصار به وجود آمد و عدهاى در مقام تأييد ابو بكر برآمدند و جمعى با او مخالفت كردند ، نتيجهء گرايشهاى قبيلهاى آنان و يا حسدورزى بعضى نسبت به برخى ديگر تلقى مىشد و تمايل داشتند خود را به دربار هيئت حاكمه جديد نزديك و به پست و مقامى دست يابند ، چنانكه اين پديده به روشنى در سخنان اسيد بن حضير در سقيفه هويدا شد ، آنجا كه گفت :
حتى اگر براى يكبار سعد را به امارت برگزينيد ، خزرجيان همواره بدين كار بر شما برترى مىجويند و هرگز سهمى براى شما منظور نخواهند كرد .
بنابراين به پا خيزيد و با ابو بكر بيعت كنيد « 1 » .
در حقيقت گردهمايى سقيفه از دو ناحيه ، ابو بكر را به قدرت رساند :
1 . به ضعف كشاندن نقش پايگاه مردمى امام على عليه السّلام ؛ زيرا انصار با كارى
هامش
( 1 ) . كامل ابن اثير 2 / 331 .