و مقداد رضوان اللّه تعالى عليهم اجمعين و گروههاى زيادى از مردم كه حق قانونى خلافت را از آن خاندان بنى هاشم مىدانستند و طبق فرمودهء رسول خدا صلّى اللّه عليه و إله و سلم در روز غدير و بر اساس شيوههاى سياسى كه با آن آشنايى داشتند ، اين خاندان را وارثان طبيعى رسول اكرم صلّى اللّه عليه و إله و سلم به شمار مىآوردند و دلائل واهى و پوچى كه طرفهاى درگير در سقيفه مطرح مىكردند بر اين گروهها تاثيرگذار نبود ، زيرا اينان با مشاهدهء فعاليتهاى هواداران سقيفه پى بردند كه هدف آنها دستيابى به خواستههاى خود و در اختيار گرفتن حكومت و اختصاص دادن آن به خويشتن است و اين خود ، هشدارى تلقى مىشد كه حكومت اسلامى از مسير صحيح خود خارج و منحرف شده است .
نتايج سقيفه
ابو بكر و دار و دستهاش در برابر انصار و امويان به پيروزى دست يافتند و موقعيت را به عنوان خليفهء مسلمانان به دست گرفتند ولى اين پيروزى وى را به تناقض سياسى روشنى كشاند زيرا تنها پشتوانه و دليل او در سقيفه تكيه بر اساس خويشاوندى با رسول خدا صلّى اللّه عليه و إله و سلم بود و به همين دليل براى رسيدن به زمامدارى دينى ، مسلك وراثت را پايه نهاد .
ولى بنى هاشم به عنوان جناح مخالف سقيفه ، اوضاع سياسى را دگرگون ساخت و با همان دلايلى كه ابو بكر و هوادارانش بر ساير جناحها چيره شده بودند با ابو بكر به احتجاج پرداخته و اظهار داشتند : اگر قرار است قريش براى دستيابى به خلافت ، خود را از ساير عرب نسبت به رسول خدا صلّى اللّه عليه و إله و سلم سزاوارتر ببيند ، بنى هاشم از ساير قريش سزاوارتر به خلافتاند .
امام على عليه السّلام با اعلان اين مطلب فرمود :