اگر مهاجران به واسطهء خويشاوندى با رسول خدا صلّى اللّه عليه و إله و سلم اقامهء دليل مىكنند ما قادريم بر ضد مهاجران اقامهء دليل كنيم و اگر دليل و برهان آنها در برابر دلايل ما شكست خورد ، تنها ما هستيم كه قادر بر چنين ادّعايى هستيم ، در غير اين صورت انصار بر ادعاى خود باقى خواهند بود .
اين موضوع را عباس در گفتوگوى خود با ابو بكر به وضوح بيان كرد و اظهار داشت : ابو بكر ! تو ادعا مىكنى و مىگويى : ما شجرهء رسول خدا هستيم .
بايد بدانى كه شما به منزلهء همسايگان آن درخت هستيد و ما شاخههاى آن را تشكيل مىدهيم . « 1 »
امام على عليه السّلام در دل كسانى كه در بازى سقيفه به پيروزى دست يافته بودند ، منبع ترس و بيم تلقّى مىشد و در برابر تمايلات و خواستهها و جاهطلبى هاى آنان سدّى استوار به شمار مىآمد حضرت به خوبى مىتوانست از وجود سودجويانى كه تعداد آنها اندك نيز نبود و با وزش هر بادى به سويى متمايل مىشدند و با هر صدايى همنوا مىگشتند و آراء و موقعيتهاى خود را در بازارهاى سياسى ، ارزان عرضه مىكردند ، بهره بگيرد و از خمس و غلّات مزارع مدينه و درآمد كلان فدك ، شكم آنها را سير كند ، ولى آن حضرت با كمالات انسانى و شخصيتى خود و جايگاه برجستهاى كه از آن برخوردار بود ، دست به چنين كارى نزد ، از سويى ، وى قادر بود در برابر سران سقيفه با استناد به خويشاوندى نزديك با رسول خدا صلّى اللّه عليه و إله و سلم كه برگ برندهاى در دست او بود دست به فعاليت بزند و بر ضد آنها اقامه دليل و حجت نمايد چنانكه آن بزرگوار در سخن خود به اين مطلب اشاره دارد :
هامش
( 1 ) . شرح نهج البلاغهء ابن ابى الحديد 6 / 5 .