مخالفت برخيزد او را از سر راه بردارند .
8 . از جملهء دلايل برنامهريزى قبلى آنها اين بود كه : عثمان بن عفان هنگام نوشتن وصيت ابو بكر ، از عمر به عنوان جانشين پس از ابو بكر در وصيتنامه نام برد ، در صورتى كه ابو بكر به او چنين فرمانى نداده بود و در بيهوشى بسر مىبرد . بنابراين ، عثمان از كجا و چگونه پى برد كه عمر جانشين ابو بكر خواهد بود ؟
9 . از اين گذشته عمر ، عثمان را در جمعى كه يك تن از آنها به خلافت مسلمانان برسد به گونهاى جا زد كه قطعا برنده مىشد و هر فرد آگاه به تاريخ و آشناى به روند امور و تركيب شش نفرهء كانديداها ، قادر بر تجزيه و تحليل اين مسأله است چنانكه امام على عليه السّلام خود ، اوضاع را به روشنى تحليل فرمود . « 1 »
10 . با تشكيل حكومت زاييدهء گردهمايى سقيفه ، ابو بكر مقام خلافت و ابو عبيده امور بيت المال و عمر پست قضاوت و داورى را بر عهده گرفتند « 2 » و مناصب ياد شده در شيوهء حكومت دارى و دولت ، مهمترين و حساسترين منصبها را تشكيل مىدهند . چنين تركيبى در دستگاه دولت و عناصرى كه به حاكميت رسيدند اتفاقى به وجود نيامد و جز با برنامهريزى قبلى چنين قضيهاى عملى نبود .
11 . عمر ، هنگام مرگ گفت : اگر ابو عبيده زنده بود او را به جانشينى خود برمىگزيدم « 3 » ، آيا واقعا شايستگى و لياقت ابو عبيده ، عمر را به گفتن اين سخن واداشت ، هرگز ؛ زيرا عمر به خوبى شايستگى زعامت خلافت را در
هامش
( 1 ) . تاريخ طبرى 2 / 618 چاپ مؤسسهء اعلمى ، سيرهء عمر ، از ابن جوزى 37 ، كامل ابن اثير 2 / 425 .
( 2 ) . انساب الاشراف 5 / 19 .
( 3 ) . كامل ابن اثير 2 / 420 .