تخطي إلى المحتوى الرئيسي

أعلام الهداية ( پيشوايان هدايت ) ( فارسى ) — صفحة 166

مساهمون:

ص١٦٦
دسته ديگرى به پا خاسته و گفتند : اميرى از ما و اميرى از شما ، سعد بن عباده در پاسخ به اين پيشنهاد گفت : اين نخستين گام شكست است . « 1 » انصار با اين عملكرد خويش در حقيقت فرصت سياسى گرانبهايى مهيا ساختند ولى جناحى كه در انتظار دست‌يابى به قدرت و در اين قضيه نفع مىبردند از آن بهره‌بردارى كرده و به دور از ارزش‌ها و احكام اسلام ، دروازهء گشاد نزاع و كشمكش را گشودند ، زيرا در اين قضيّه ، حساب و مصلحت قبيله بر شرع و بر مصلحت رسالت اسلامى ، مقدم شد . عمر در مورد غافلگير كردن انصار در سقيفه ، اين‌گونه عذرتراشى مىكند : به خدا سوگند ! ما مسأله‌اى مهم‌تر از بيعت ابو بكر ، نمىديديم ، بيم داشتيم اگر مردم پراكنده شوند و بيعتى صورت نگيرد ، پس از رفتن ما ، انصار دست به بيعتى مىزدند كه ما ناگزير مىبايست بر خلاف ميل باطنى خود از آنان پيروى كنيم و يا با آنها از در مخالفت درآييم كه در اين صورت فتنه و فساد به وجود مىآمد . . . ! « 2 » بدين‌گونه ، اوضاع سياسى ، وضعيتى پيچيده‌تر و بغرنج‌تر به خود گرفت .

خلافت از ديدگاه قريش

با پيشرفت رسالت اسلامى در مكه و ميان قريش ، ظهور پيامبرى از بنى هاشم آن هم از ميان بهترين بلكه برجسته‌ترين تيره‌هاى آن براى قريش قابل تحمل نبود . به همين سبب براى نبرد و مبارزهء با پيامبر صلّى اللّه عليه و إله و سلم و بنى هاشم
هامش
( 1 ) تاريخ طبرى 2 / 444 ، مؤسسهء اعلمى حوادث سال 11 . ( 2 ) صحيح بخارى كتاب المحاربين 6 حديث 6442 ، سيرهء ابن هشام 4 / 308 ، تاريخ طبرى 2 / 447 چاپ مؤسسهء اعلمى .