نشده بود ، آيا با عقل سازگار بود كه بزرگان قوم در مراسم دفن پيامبر خدا شركت نكرده و به گردهمايى انتخاب جانشين ، سرگرم باشند ؟ !
4 . مىتوان گفت گردهمايى انصار به انگيزهء تعيين سرنوشت خويش در حكومت جديد تشكيل شد ، زيرا آنها پس از اينكه اطلاع يافتند قريش بنا دارد تصميم خود را مبنى بر « عدم جمع بين نبوت و خلافت ميان بنى هاشم » عملى سازد ، دست به تشكيل چنين گردهمايى زدند و انگيزهء آنان از تشكيل جلسه با انگيزههاى سران قريش كاملا متفاوت بود . از سويى ، ترس و بيم انصار پس از فتح مكه سابقهدار بود ، زيرا از آن بيم داشتند كه رسول اكرم صلّى اللّه عليه و إله و سلم پس از فتح مكه همراه با آنان به مدينه بازنگردد و طبيعى بود كه از انزواى سياسى و ادارى نيز وحشت داشته باشند .
اگر قريش تصميم گرفته بود خلافت را از على عليه السّلام كه صاحب قانونى آن به شمار مىآمد ، دور كند بنابراين ، نقش انصار كه اكثريت مسلمانان را تشكيل داده و در نشر و گسترش اسلام نقش مؤثرى داشتند ، چه مىشد ؟ !
گردهمايى انصار براى تصميمگيرى نهايى برگزار نشد بلكه تشكيل آن جهت بررسى احتمالاتى كه در مسألهء جانشينى پس از رسول خدا صلّى اللّه عليه و إله و سلم دور از انتظار نبود ، انجام پذيرفت . از طرفى تمام انصار بر يك راى نبودند ، بلكه در افق آن گردهمايى ، اهداف و مقاصد متفاوتى نهان بود ، و افراد ، خواستههاى ضد و نقيضى داشتند . ازاينرو ، مىبينيم برخى از آنان در پاسخ سعد بن عباده مى گويند : نظر مناسبى دادى و به نيكى سخن گفتى ، ما از آنچه تو بپسندى پا فراتر نمىنهيم و زمام امور را به دست تو مىسپاريم . سپس از سخن خود برگشتند و گفتند : اگر مهاجران نپذيرند و بگويند ما دوستداران و نزديكان پيامبريم چه كنيم ؟
أعلام الهداية ( پيشوايان هدايت ) ( فارسى ) — صفحة 165
مساهمون: منذر حكيم
ص١٦٥