عباده انجام داد و دستور قتل وى را صادر كرد ، دربارهء آنان نيز به اجرا درنياورد .
از جمله موارد اين رفتار خشونتآميز را در توصيفى مىتوان يافت كه خليفه از على عليه السّلام ارائه داد و وى را كانون فتنه تلقّى كرد و به امّ طحال « 1 » تشبيه كرد ، و عمر در كمال روشنى به على عليه السّلام گفته بود كه رسول خدا صلّى اللّه عليه و إله و سلم از ما و شماست .
2 . خليفه ، هيچيك از بنى هاشم را در امور مهمّ دولتى شركت نداد و بر وجبى از خاك پهناور مملكت اسلامى فرمانروايى نبخشيد در صورتىكه امويان در اين خصوص از سهم بزرگى برخوردار بودند ، از لابلاى بحث و مناقشهاى كه ميان خليفهء دوم و ابن عباس رخ داد و خليفه ، بيم و وحشت خود را از فرمانروايى دادن ابن عباس بر شهر « حمص » ابراز داشت ، به روشنى مىتوان دريافت كه اين قضيه زاييدهء سياستى حساب شده بوده است زيرا خليفه از آن بيم داشت كه اگر بنى هاشم در مراكز كشور اسلامى فرمانروايى يابند و پس از مرگ او نيز بر سر قدرت بمانند ، خلافت به سرنوشتى كه بر خلاف ميل او بود دچار گردد . « 2 »
3 . خليفه ، خالد بن سعيد بن عاص كه خود ، وى را به فرماندهى سپاه برگزيده و براى فتح شام بدان سامان گسيل داشته بود تنها بدينجهت از فرماندهى بر كنار كرد كه عمر بن خطاب گرايش و تمايل خالد بن سعيد را به بنى هاشم و خاندان پيامبر و موضع خالد را پس از وفات رسول خدا در قبال اهل بيت ، به خليفه گزارش كرد .
بنابراين ، هيئت حاكمه مىكوشيد بنى هاشم را با ساير مردم ، برابر قلمداد كند و اختصاص خويشاوندى رسول خدا صلّى اللّه عليه و إله و سلم را از آنان باز ستاند تا با اين
هامش
( 1 ) . زن بدكارهء معروف عرب .
( 2 ) . مروج الذهب در حاشيهء جلد پنجم تاريخ ابن اثير 135 .