تخطي إلى المحتوى الرئيسي

أعلام الهداية ( پيشوايان هدايت ) ( فارسى ) — صفحة 167

مساهمون:

ص١٦٧
پس از بيعت مردم با خليفه ، جز بلوا و آشوبگرى كه در عرف اسلام تحريم شده معناى ديگرى ندارد ، سركوب نمايند . « 1 »

مخالفت‌هاى عملى

با نگرشى دقيق بر سياست اين حكام و فرمانروايان ، پى مىبريم افزون بر طرح و برنامه‌ريزىهايى كه براى به ضعف كشاندن توان اقتصادى خاندان رسول خدا صلّى اللّه عليه و إله و سلم انجام داده بودند ، از همان نخستين لحظات ، سياست مشخصى را در قبال اين خاندان در پيش گرفتند تا انديشه و تفكرى كه بنى هاشم را در راستاى مخالفت با دستگاه حاكم تقويت مىكرد ، از ميان بردارند چنان‌كه صداى خود جناح مخالف را كه نزديك‌ترين افراد به رسول خدا صلّى اللّه عليه و إله و سلم به‌شمار مىآمدند ، در بوته خاموش ساختند . هدف اين سياست را مىتوان الغاء و از ميان بردن امتيازات خاندان بنى هاشم و دور ساختن هواداران مخلص آن از مراكز مهم دستگاه دولت اسلامى آن روز و سلب مقام و منزلت و جايگاه بلند آنان در ذهنيّت جامعهء اسلامى دانست ، كه اين نظريه به پديده‌هاى متعدد تاريخى بستگى داشت : 1 . رفتار خشونت‌بار خليفه و طرفدارانش با على عليه السّلام به پايه‌اى رسيد كه عمر تهديد كرد خانهء آن حضرت را هرچند فاطمه عليها السّلام در آن حضور داشته باشد ، به آتش خواهد كشيد . معنا و مفهوم اين سخن اين بود كه فاطمه عليها السّلام و هيچ‌يك از خاندان بنى هاشم در نظر سلطهء حاكم از چنان حرمتى برخوردار نيستند كه موجب شود حكومت ، همان رفتارى را كه در روز سقيفه با سعد بن
هامش
( 1 ) . فدك فى التاريخ ، از شهيد سيد محمد باقر صدر 91 .