تخطي إلى المحتوى الرئيسي

أعلام الهداية ( پيشوايان هدايت ) ( فارسى ) — صفحة 137

مساهمون:

ص١٣٧
اكرم صلّى اللّه عليه و إله و سلم احساس بيمارى نمود ، وى در آن روزها تصميم داشت به نبرد روميان بپردازد و اسامة بن زيد را در عنفوان جوانى به فرماندهى سپاه خويش معين كرد و به همهء مهاجران و انصار دستور داد به سپاه اسامه بپيوندند و آنان را به حركت به سوى دشمن ، تشويق فرمود و برخى را با اسم نام برد تا عرصه را از مخالفان و بدخواهانى كه در كمين نشسته بودند ، تهى گرداند و فرصت را از مخالفان خلافت و جانشينى امام على عليه السّلام سلب نمايد . بيشتر مسلمانان در آغاز ، تصور كردند بيمارى رسول خدا صلّى اللّه عليه و إله و سلم صرفا يك تب عارضى است و به زودى بر طرف خواهد شد ، ولى فاطمه زهرا عليها السّلام هرگاه صداى نالهء پدر را مىشنيد قلب مباركش در سينه مىتپيد و گويى روح از بدنش مفارقت مىكرد ، نشانه‌هاى مرگ در وجود مبارك رسول خدا صلّى اللّه عليه و إله و سلم پديدار و سخت بيمار شد ، آن بزرگوار خود را آمادهء ديدار با معبود نموده ، و در هر مناسبتى به اهل بيت خود سفارشاتى داشت و به زيارت بقيع مىرفت و با اهل آن به گونه‌اى سخن مىگفت كه حاكى از نزديك شدن رحلت آن حضرت بود ، به ويژه كه زهرا عليها السّلام قبلا در برخى مناسبت‌ها شنيده بود كه پيامبر اكرم صلّى اللّه عليه و إله و سلم در قالب پند و موعظهء يارانش بدان‌ها مىفرمود : مردم ! به زودى به پيشگاه خدا دعوت مىشوم و دعوت حق را لبيك خواهم گفت . و در حجة الوداع از پدر شنيده بود كه بر بالاى كوه عرفات در جمع مسلمانان اعلان داشت : شايد سال بعد شما را نبينم . و اين جمله در سال دهم هجرت مكرّر از آن حضرت شنيده شده بود . پس از حجة الوداع ، شبى زهرا عليها السّلام در خواب ديد مشغول خواندن قرآن است ناگهان قرآن از دستش افتاد و پنهان گرديد وحشت‌زده از خواب بيدار شد و رؤياى خويش را براى پدر بزرگوارش بازگو كرد ، رسول خدا صلّى اللّه عليه و إله و سلم فرمود : نور چشمم زهرا ! آن قرآن منم ، و به زودى از دنيا رخت برمىبندم . « 1 »
هامش
( 1 ) . رياحين الشريعه 1 / 239 .
أعلام الهداية ( پيشوايان هدايت ) ( فارسى ) — صفحة 137 | منذر حكيم / عدى غريباوى / عباس جلالى