تخطي إلى المحتوى الرئيسي

أعلام الهداية ( پيشوايان هدايت ) ( فارسى ) — صفحة 110

مساهمون:

ص١١٠
بال‌هاى جبرئيل مىريزد ] . رسول خدا صلّى اللّه عليه و إله و سلم به على عليه السّلام فرمود : على جان ! در عروسى وليمه‌اى بايد داده شود . سعد مىگويد : من گوسفندى در اختيار داشتم و گروهى از انصار نيز مقدارى ذرّت تهيه كردند و رسول اكرم صلّى اللّه عليه و إله و سلم از مبلغ پولى كه به امّ سلمه سپرده بود ده درهم ستاند و به من داد و فرمود : مقدارى روغن و خرما و كشك تهيه كن . من آن‌ها را خريدارى كرده و نزد رسول خدا صلّى اللّه عليه و إله و سلم آوردم . آن بزرگوار آستين‌هاى خود را بالا زد و سفره‌اى چرمى خواست و با دست مبارك خويش خرما را شكافت و به روغن آميخت و كشك را به آن اضافه كرد و به شدّت مالش داد تا هسته‌هايش جدا شد و سپس فرمود : على جان ! هركه را دوست دارى ، دعوت كن . امير المؤمنين عليه السّلام مىفرمايد : من براى دعوت ميهمانان به سمت مسجد رفتم ديدم مسجد مملو از صحابه است ، شرم كردم كه تنها عدّه‌اى از آنان را دعوت كنم ، از اين‌رو ، بر جايگاه بلندى قرار گرفتم و اعلان كردم : همگى براى وليمهء عروسى فاطمه در خانهء ما حضور يابيد ، در پى اين اعلان مردم دسته دسته به حركت درآمدند و من از مشاهدهء انبوه جمعيّت و غذاى اندكى كه تدارك ديده بوديم ، شرم داشتم ، رسول خدا صلّى اللّه عليه و إله و سلم كه از دل من آگاه بود فرمود : على جان ! من هم‌اكنون از خداوند درخواست خير و بركت خواهم كرد ، سپس سفره را با دستمالى پوشاند و به من فرمود : هربار ، ده تن از افراد را براى پذيرايى نزد من بفرست و من اين‌كار را انجام دادم و همهء مردم غذا مىخوردند و بيرون مىرفتند و از غذا چيزى كاسته نمىشد . رسول خدا صلّى اللّه عليه و إله و سلم با دست مبارك خويش غذا را در ظرف مىريخت و عباس و حمزه و على و عقيل ، از مردم پذيرايى مىكردند . على عليه السّلام فرمود : چهار هزار تن از مردم همه از غذا و آشاميدنى مجلس من تناول كردند و آشاميدند و