تخطي إلى المحتوى الرئيسي

أعلام الهداية ( پيشوايان هدايت ) ( فارسى ) — صفحة 108

مساهمون:

ص١٠٨
با او در ميان گذاشتيم ، وى پيشنهاد كرد : شما چنين كارى انجام ندهيد ، فرصت دهيد ما با رسول خدا صلّى اللّه عليه و إله و سلم در اين خصوص گفت و گو كنيم ، زيرا سخن زنان در اين زمينه در دل مردان مؤثّرتر است . آن‌گاه ، امّ ايمن بازگشت و نزد ام سلمه رفت و وى را از ماجرا آگاه ساخت و زنان پيامبر از قضيه اطلاع حاصل كردند و دسته‌جمعى خدمت رسول خدا صلّى اللّه عليه و إله و سلم رسيده و گرد حضرت حلقه زدند و امّ سلمه در آن جمع سخن گفت و عرضه داشت : اى رسول خدا صلّى اللّه عليه و إله و سلم ! پدران و مادرانمان فدايت ! به قصد انجام كارى خدمت شما گرد آمده‌ايم كه اگر خديجه زنده بود قطعا از آن دلشاد مىگشت . امّ سلمه مىگويد : به مجرد اين‌كه ما نام خديجه را برديم حضرت به گريه افتاد و فرمود : گفتى خديجه ! كجا زنى مانند خديجه يافت مىشود ؟ زمانىكه همه مرا تكذيب مىكردند ، خديجه مرا تصديق كرد و در راه پيشبرد دين الهى از من پشتيبانى نمود و براى گسترش اسلام اموال و دارايىاش را هزينه كرد . امّ سلمه مىگويد : عرض كرديم پدران و مادرانمان فداى شما ! آنچه دربارهء خديجه فرمودى صحيح است ، ولى به هر حال او اينك در جوار معبود آرميده و از دنيا رفته است و خداوند ما را به اين مقام و جايگاه تهنيت گفته است و ما و خديجه را در درجات بهشت و رضوان و رحمت خويش در كنار يكديگر قرار خواهد داد . اى رسول خدا ! اكنون على بن ابى طالب ، برادر دينى و پسر عموى واقعى شما ، علاقه‌مند است اجازه فرمايى فاطمهء زهرا به خانه‌اش برود و در كنار يكديگر زندگى كنند ، رسول خدا صلّى اللّه عليه و إله و سلم فرمود : امّ سلمه ! چرا على خود ، اين موضوع را از من درخواست نكرد ؟ عرض كردم : شرم و حيا مانع پرسش او بود . امّ ايمن مىگويد : رسول خدا صلّى اللّه عليه و إله و سلم به من فرمود : نزد على
أعلام الهداية ( پيشوايان هدايت ) ( فارسى ) — صفحة 108 | منذر حكيم / عدى غريباوى / عباس جلالى