به شگفتى افتادند . همين كه اولجايتو نزديك شد ، نوپاشا و ياران او با شمشير و كفن نزد او رفتند و اظهار اطاعت نمودند . شاه در يازدهم ذيحجه وارد لاهيجان شد . مغولها هنگام عبور از سفيد رود كوچسفهان را غارت كردند و با كشتار مردم از آنجا گذشتند . صعلوك مطيع شد و موقعيت خود را حفظ نمود .
اولجايتو سپاهى به تميجان فرستاد و به علت بازگشت به كهدم و سفيد رود لاهيجان و گيلان را ترك نمود . در موقع خروج از شهر به فكر سربازانش در تولم افتاد و 3000 سوار به آنجا فرستاد . در شانزدهم ذيقعده ساكنين تولم و فومن و رشت تحت فرمان امراء گيلان شرف الدين محمد سالار و برادر صعلوك و غيره با مغولان به جنگ پرداختند . مغولان در حالى كه سنگر و موقعيت خوبى در جنگ گرفته بودند در انتظار كمك بودند ، و بعد كه پيروزى به دست آوردند شروع به تعرض كردند و شهرهاى تولم و رشت و فومن را غارت نمودند و اسراى زيادى به اردوى شاه بردند .
وقتى كه اميره محمد تميجانى به پيشروى سپاه شاهى واقف گرديد ، نمايندهاى براى تقاضاى صلح و قبول و اضافه نمودن خراج نزد آنها فرستاد . چون پيشروى آنها ادامه يافت او به مغولان پشت كرد و به قزوين فرار نمود ، و بعد سلطان اولجايتو را متوجه ساخت كه جنگ او با سپاه شاهى به اجبار بوده و پيشنهادات او مورد قبول واقع نگرديده است . شاه عذر و استغفار او را پذيرفت و در 27 ذيقعده 706 هجرى ( 1307 ) بالاخره بسبب نامساعد بودن هوا ، از گيلان به سلطانيه رفت .
نوپاشا كه از نظر قدرت و ثروت مهمترين سلاطين گيلان بود ، و به سبب قدرت خود به صعدوك مشهور بود و جلال الدين برادر دباج و عدهاى ديگر كه همراه شاه بودند حاضر شدند غنيمت زيادى در مقابل آزادى زنها و كودكان اسيرى كه در حملهء مغولان گرفتار شده بودند بپردازند و آنها را با خود به گيلان
ولايات دارالمرز ايران ( گيلان ) ( فارسى ) — صفحة 462
مساهمون: ياسنت لويى رابينو
ص٤٦٢