تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ولايات دارالمرز ايران ( گيلان ) ( فارسى ) — صفحة 460

مساهمون:

ص٤٦٠
در سال 590 هجرى ( 1194 ) آنها تمام مناطق ميان ملاط و سخت سر را از استندار هزار اسب بن شهر نوش كه با يارانش عليه شاه اردشير مازندرانى به شورش برخاسته بود گرفتند . گمان مىكنند كه با سقوط الموت در سال 654 هجرى ( 1156 ) نفوذ اسمعيليان در گيلان خاتمه پذيرفته باشد ولى اين اشتباه بزرگى است . انهدام الموت طبق روايت نويسندگان ايرانى به طور كامل صورت نپذيرفت و دوباره آن را مرمت كردند . از سال 674 هجرى ( 76 - 1275 ) آنجا مجددا در تصرف ملاحده قرار گرفت و اباقا سپاهيانش را براى محاصرهء قلعه اعزام نمود ، و اين دفعه قلعه به طور كامل منهدم گرديد . « 1 » در سال 819 هجرى ( 17 - 116 ) زمانيكه سيد رضى كيا والى لاهيجان به سپاهيان خود در گيلان دستور داد تا سپاهيان ديلمى را كه از آنها طرفدارى مىكردند قلع و قمع نمايند . در ميان شهيد شدگان دو يا سه پسر كوچك علاء الدين ملحد نيز وجود داشتند ، و با از ميان رفتن آنها به تاريخ ملاحده در گيلان خاتمه داده شد .

فتح گيلان بوسيلهء سرداران اولجايتو

وقتى كه چنگيزخان ايران را در تصرف آورد ، دشوارى راهها مانع از آن بود كه نيروئى به گيلان بفرستد و سلاطين گيلان در اين دوره به استقلال مىزيستند و به هيچكس خراجى نمىپرداختند . سلطان اولجايتو هنگام جلوس مصمم شد تا گيلان را كه بوسيله امرائى كوچك كه مهمترين آنها اميره دباج نام داشت اداره مىشد به تصرف خود درآورد . اميره دباج طبق دستور اولجايتو به دربار او رفت و تعهد نمود كه در اطاعت او باشد و خراج بپردازد ، ولى چون از رفتارى كه با او شد ناراضى بود شبانه
هامش
( 1 ) - خداوند محمد از اعقاب علاء الدين محمد با سيد على كيا متحد و بعد هم مخالف گرديد ( 1389 - 8 - 1367 ) و الموت را از دست داد و دوباره به دست آورد و با افتادن او به دست سلاطين لاهيجان به اين امر خاتمه داده شد .