برگردانند .
اميره دباج به سبب كشتن امير قتلغشاه ابتدا از نشان دادن خود به شاه در هراس بود ، و مىخواست در اين مورد تصميم بگيرد ، ولى مورد استقبال قرار گرفت و به گيلان بازگشت . نوپاشا مشمول لطف مخصوص اولجايتو قرار گرفت و با دختر يكى از سرداران شاهى ازدواج نمود و در ربيع الاول 707 هجرى ( 1307 ) به گيلان بازگشت . تمام سرزمينهائى كه دوباره شورش كرده بودند به فرمان شاه به او واگذار گرديدند صعلوك و ديگر سلاطين گيلان اجازه يافتند تا دوباره به گيلان برگردند و قول دادند كه هر ساله خراج ابريشم بپردازند و اين خراج در تمام طول سلطنت اولجايتو به طور منظم پرداخت گرديد .
از شورش سيد امير كيا تا مرگ سلطان حسن ( 62 - 1361 تا 1506 )
سيد امير كيا
« 1 » سيد اميركيا اولين سادات ملاطى بود كه عليه امراى ناصروند بيه پيش سر به شورش برداشت ، و ناچار شد به طرف رستمدار فرار كند و در حدود يكسال بعد در آنجا وفات يافت ( 763 هجرى )
هامش
( 1 ) - اميركيا پسر حسين بن حسن بن على ( كه از فومن و كهدم به ملات منتقل گرديد ) پسر احمد بن على الغزنوى ( به علت اينكه مدت مديدى شاگرد عبد الوهاب غزنوى بوده ) پسر محمد بن ابو زيد ( كه از ابهر به گيلان نقل مكان نمود و در قريهء فشتم مسكن گزيد ) پسر ابو محمد حسين بن احمد الكبار ( معروف به عقيقى كوكبى ) پسر على الكوفى ( مردى دانشمند كه از ترس عباسيان از كوفه فرار نمود و در ابهر اقامت گزيد ) پسر على بن - الحسين الاصفر بن على بن زين العابدين .
بدون تاريخ گيلان و ديلمستان تاريخ سيد امير كيا و فرزندانش براى ما ناشناخته خواهد ماند . اين تاريخ در 880 ( 1474 ) شروع شد و تا 894 ( 1489 ) ادامه داشت و بوسيله مير ظهير الدين مرعشى نوشته شد و پس از آنكه با دست نوشته شد در مطبعه عروة - الوثقى با دقتى كه مؤلف اين اثر داشت به چاپ رسيد .