اميره شرف الدين لاهيجانى - اميره جهان - اميره محمد رانكوهى
اميره شرف الدوله سلطنت را به پسر خود اميره جهان سپرد و خود به زيارت مكه رفت و چون در تبريز مريض شد به لاهيجان بازگشت و در آنجا مرد . برادرش اميره محمد سلطان رانكوه نيز بنفع پسرش نوپاشا از سلطنت كناره گرفت و براى اقامت به چهارده رفت .
نوپاشا
نوپاشا كه دريافته بود سيد در گرمرود سخت سر است براى غافلگيرى او عازم آن ناحيه شد ، ولى سيد على كه از قصد او آگاه بود در امتداد كوهها حركت كرد و به چهارده رسيد و آنجا را ويران ساخت ، و اميره محمد را به هلاكت رسانيد . نوپاشا غفلة به رانكوه بازگشت ، و در حالى كه قلاع و استحكامات اميره جهان را گرفته بود دوباره به گرمرود عزيمت نمود . سيد ركابزن كيا كه از مقاومت در مقابل او ناتوان بود به سيد نصيحت كرد كه به آمل برود و خود نيز با نوپاشا صلح نمود . نوپاشا و اميره جهان به دوستى با يكديگر مطمئن نبودند . در سال 766 هجرى ( 65 - 1364 ) نوپاشا براى شركت در جشن ختان پسر اميره جهان به لاهيجان دعوت گرديد . آنها موافقت كرده بودند در ملاقات پسر عموها متحد جديد نوپاشا يعنى سيد ركابزن هم همراه او باشد . در وقت ملاقات با علامت معينى كه از طرف نوپاشا داده شد سيد با تبر زين خود اميره جهان را از پا در آورد و دو متحد بعدا به لاهيجان برگشتند . اميره محمد بن جلال الدين بايجان
Bayjan
سپهسالار سپاهيان شاهزادهء شهيد پسران رئيس مرحوم خود اميره محمد و اميره پهلوان را همراه برد و از چيفيل
Cifil
كه قلمرو سلاطين لاهيجان بود به خرارود فرار كرد . او از اميره انوز كهدمى و اميره دباج اسحقى فومنى كمك خواست .