نفاذ - نفوذ ، اجراء نفاضات - به ضم اول ، جمع نفاضه ، ريشه و ريزهء مسواك كه در دهن مانده ، آنچه بافشاندن بيفتد از برگ و ميوه و جز آن ، در اينجا مراد باقى ماندهها و ضعفاى سپاه است نفثة المصدر - مصدور كسى است كه از درد سينه و غم دل شكايت كند ، و نفثه آهى كه مصدور از دهان خود بيرون آورد نفير نامه - نامه براى قيام عمومى به جنگ با دشمن نقاب - مرد علامه ، بسيار دانشمند نقض - به كسر يا ضم اول ، بناى ويران شده ، آنچه از بناى ويران به دست آيد نقيبت - كفالت و سرپرستى ، دانشمند بودن نقير - چاهك پشت هستهء خرما ، كنايه از ناچيز و اندك نكال - عقوبت ، سزا نكايت - گزند رسانيدن ، گزند نواجم - جمع ناجمه ، برخاستگان ، ظهور - كنندگان نوازع - جمع نازعه ، نزاع كنندهها نواعر - در فرهنگها به صورت نواعير است جمع ناعوره ، دولاب ، دلو آبكشى نوايب - جمع نائبه ، حوادث ، پيش آمدها نهزه - به ضم اول ، صيد و شكار و وازع - مانع واهى - سستشونده ، سست و بى - به فتح اول و تشديد باء ، وبائى و ناگوار وحول - به ضم اول ، جمع وحل ، گلها ، گل و لاى .
وديقه - سختى گرما ورج - ارج ، فر ، قدر و ارزش ( رك : تعليقهء ص 4 ) .
و شاق - به ضم اول ، غلام و كنيز ، اين كلمه تركى است و اشاق نيز گويند و در اصل به معنى بچه است وشى - به فتح اول و سكون دوم ، نوعى جامه ، نگار جامه از هر رنگ كه باشد وغره - به فتح اول ، گرماى سخت نيمروز وفادت - به رسولى آمدن نزد كسى وقده - به فتح اول ، گرماى سخت وليجه - محرم اسرار و معتمد ه هاطل - باران پياپى درشت قطره هاويه - دوزخ هايج - به هيجان آمده ، شوريده هباء - گرد و غبار هباء منثور - گرد و غبار پراكنده ، كنايه از چيزى كه نابود شود و از ميان برود هبوط - نزول ، پايين آمدن هرير - بانگ سگ به سبب سرما
تاريخ اليميني ( تاريخ العتبي ) ( فارسى ) — صفحة 601
مساهمون: أبي النصر محمد بن عبد الجبار العتبي
ص٦٠١