زبانيه - جمع زبنيه به كسر اول ، موكل دوزخ ، فرشتهاى كه مأمور انداختن گناهكاران به آتش است .
زلّات - جمع زلت ، لغزشها و خطاها زمعات - جمع زمعه ، زمين بلند يا پست زواجر - نواهى زيف - سكهء قلب ، ناروا ، غير رايج س ساحت - ميدان ، محوطه ساو - زرخرد و ريزه سباحت - شناورى سباك - به فتح سين و تشديد باء ، ريزنده سبايا - جمع سبى ، به فتح اول و تشديد ياء ، اسيران از زنان و مردان .
سبزارنگ - سبزرنگ . رك : تعليقهء ص 164 سجاحت - نرمى و مدارا سدّت - به ضم اول و فتح دال مشدد ، آستانه سرارى - جمع سريه ، كنيزان سراير - جمع سريره ، باطن ، راز سعوط - به فتح اول ، دوايى كه در بينى كنند .
سغبه - به ضم اول ، گرسنه و تشنه سفك دماء - ريختن خونها سقلاطون - نوعى پارچهء ابريشمى زر دوزى شده .
سم - به فتح اول و تشديد دوم ، سوراخ ( سوزن ) .
سماك - به كسر اول ، نام ستارهاى است .
رك : سماك رامح .
سماك رامح - سماك نام ستاره ، و آن نام منزل چهاردهم از منازل قمر است ، سماك دوتاست يكى سماك اعزل و ديگرى سماك رامح ، يعنى نيزه دار ، كه در نزد آن ستارهء ديگر است كه آن را نيزهء سماك گويند ، و سماك ديگر در نزد خود ستارهاى ندارد و بدين سبب آن را اعزل ( بى سلاح ) خوانند .
سمح العنان - سستعنان ، عنان گشاده سمح القياد - سست عنان سمك - به فتح اول و سكون دوم : سقف سمهرى - به فتح اول و سوم ، نيزهء سخت سمير - داستان گوينده در شب ، كنايه از بيدار .
سنجق - به فتح اول و سوم ، نشان و علم ، لواء .
سوالف - جمع سالفه ، گذشتهها سواير - جمع سايره ، جارى و معمول سهوب - جمع سهب به فتح اول ، دشت و زمين برابر و فراخ .
ش شادخه - سپيدى صورت از پيشانى تا بينى ،
تاريخ اليميني ( تاريخ العتبي ) ( فارسى ) — صفحة 586
مساهمون: أبي النصر محمد بن عبد الجبار العتبي
ص٥٨٦