دربارهء ضرار دشنام مىدهى ، حال آن كه خود بدتر از آنچه وى گفته دربارهء ضرار گفتهاى ؟ ! عيار پاسخ داد : ابيت اللعن ، آكل لحمى و لا ادعه لآكل ! اين عبارت مثل شد ، نعمان گفت : لا يملك مولى لمولى نصرا . اين مثل را در مورد دو يا چند تن كه با هم اختلاف دارند و در برابر دشمن ثالث متحدند گويند .
117 - ص 185 س 12 و ص 186 س 2 ، ارسلان بالو ( يا يالو ) - حاجب منتصر ابو ابراهيم اسماعيل بن نوح . در همهء نسخ اعم از خطى و چاپى و متن عربى تاريخ عتبى « بالو » به باء است و تنها در حاشيهء « چت » يالو آورده و به مبارز معنى كرده است . و در مآخذ ديگر كه در دسترس بود نام اين حاجب ديده نشد ، جز اين كه از حسن تصادف در يادداشتهاى علامهء قزوينى ( ج 1 « الف » ص 44 ) شرحى آمده است كه به اختصار نقل مىشود : « ارسلان بالو كه در تاريخ يمينى ج 1 ص 322 ( فتح الوهبى ) به بعد در فصل خروج شاهزادهء سامانى اسماعيل المنتصر مكرر از او به همين صورت يا به عنوان « ارسلان بالو الحاجب » نام برده است ( و در شرح ص 322 از قول صدر الافاضل آن را ضبط كرده است ولى بدبختانه در حرف اول آن فقط نوشته است باء تحتانيه بدون تعيين مثناة يا موحده كه به طور يقين معلوم نمىشود كه مراد ياء است يا باء ، گرچه در همه جاى آن كتاب بالو با باء موحد نوشته است ) معلوم مىشود از تضاعيف كه از امراى بزرگ آن شاه زاده بوده است ، و سر انجام منتصر او را پس از شكست در يكى از جنگها در اواخر سنهء 391 يا در اوايل 392 كشت . و به طور قطع و يقين اين ارسلان همان شخص است كه ابو ريحان در آثار الباقيه ( ص 134 ) در فصل القاب صادره از حضرت خلافت او را به عنوان « ابو منصور الب ارسلان البالوى معين الدوله » نام برده است و از چند سطر بعد همان صفحه معلوم مىشود كه اين ارسلان بالو ( الب ارسلان البالوى معين الدوله ) قائد جيوش آن شاهزادهء سامانى بوده است ، چه گويد : و لكنهم ( السامانية ) لقبوا [ قواد ] جيوشهم بناصر الدولة و عمادها و حسامها . . . و معينها و نصيرها اقتداء بأفعال الخلفاء ، كه واضح است از اين عبارت كه صاحب ترجمه قائد جيوش آن شاهزادهء سامانى يا اقلا يكى از قواد جيوش او بوده است به طور متيقن . . . انتهى .
118 - ص 189 س 3 ، فولوا على ادبارهم . . . - در متن قرآن « ولوا » است و تمام عبارت اختلاطى است از آيهء 46 سورهء 17 « اسراء » و آيهء 38 سورهء 33 « احزاب » ، و همچنين است در فتح الوهبى ج 1 ص 328 .
119 - ص 189 س 9 ، و بدانست كه بدر رى رأى خطا كرد - در مثل است : تركت الرأى فى ظاهر الرى ،
تاريخ اليميني ( تاريخ العتبي ) ( فارسى ) — صفحة 527
مساهمون: أبي النصر محمد بن عبد الجبار العتبي
ص٥٢٧