تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ اليميني ( تاريخ العتبي ) ( فارسى ) — صفحة 493

مساهمون:

ص٤٩٣
و آنگاه روى سخن بر درگاه ربّ الارباب آوردند و بمرثيت و ندبت در مصيبت خداوند فضل و احسان بانشاء و انشاد اشعارى چند عذب البيان و رطب اللّسان گشتند :
يا دهر دونك ما فعلت فقد * غدا بك كلّ ما يخشى الرّجال سليما . . .
امير نصر اگر به زيارت و اداى تحيّت روح پدر را مسرور كرد و سوزش دل او را در مفارقت خويش ببرد ملاقات و إبلال مدانات شافى شد و زنگ سينهء وى را در هجر و مباعدت خود برزدود ، برادر كامگار را از مثوى و مواسات خويش محروم و از فقدان صحبت و الفت خود در هر صباح و مساء مغموم ساخت و بضيافت خانهء عقارب نواهس و حيّات لواحس بشتافت ، لكن سلطان را چه چاره كه شمشير قضا نافذ و سريع الامضاء است ! و حكم سما را چه توان كرد كه طوعا او كرها واقع و مجرى :
و من قبله ما قد أصيب نبيّنا * ابو القاسم النّور المبين بقاسم . . . [ 1 ]
خير نبيند شخص مرگ كه در نبرد فنا سخت استوار است و در كفاح كفء و هم آورد خود نيك محكم و پايدار . همانا كه سبعى است كه بدندان نگيرد جز آنكه مفترس سازد ، و شاهينى است كه بچنگ اندر نياورد مگر آنكه مجروح و منتهس گرداند ، و هر آينه ملك دار محجّب و شهريار مغلّب و فقير مستضعف و زير دست متنصّف در بر او يكسان :
هامش
[ 1 ] - اشعار اين رثاء چون در متن عربى كامل نقل شده است در اين جا مانند موارد پيشين به ذكر مطلع اكتفا شد ، جز اين كه در متن رثاء ، بيت چهارم « الصبر للبلوى . . . » است ولى در اين جا اين بيت به جاى آن آمده :خلقنا رجالا للتجلد و الاسى * و تلك الغوانى للبكا و المآتم